به واسطه فاسق منتفى شد وجوب تفحّص و تبيّن نيز منتفى مىگردد چه آنكه مقتضاى مفهوم شرط چنين مىباشد و بهر تقدير وقتى تفحّص و تبيّن در خبر غير فاسق واجب نشد حال از دو امر خالى نيست :
يا قبول خبر غير فاسق واجب است كه در اين صورت مطلوب حاصل مىباشد و يا لازم است خبر وى را طرح و ردّ نمائيم درحالىكه اين معنا باطل و فاسد است زيرا منجرّ به اين مىشود كه بگوئيم حال عادل از فاسق بدتر است و فساد اين كلام آشكار و روشن مىباشد .
شرح مقصود مرحوم مصنّف پس از نقل ادلّه منكرين و جواب از آنها به ادلّه و براهين قائلين به حجّيت خبر واحد پرداخته و مىفرماين :
قائلين به حجّيت خبر واحد به چهار دليل متمسّك شدهاند :
1 - قرآن شريف .
2 - اخبار و روايات .
3 - اجماع .
4 - عقل .
استدلال بآيات
قائلين به حجّيّت خبر واحد بآياتى تمسّك كردهاند كه از جمله آنها آيه ( 6 ) از سوره حجرات است كه مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ .
ترجمه : اى كسانى كه به خدا گرويديد اگر خلاف كارى براى شما خبرى آورد پس تجسّس كنيد تا صدق و كذب آن براى شما معلوم شود زيرا نرسانيد به طائفهاى آزار و اذيّتى از روى نادانى پس بر آنچه بجاى آوردهايد پشيمان گرديد .
شأن نزول مرحوم لاهيجى در تفسير شريف مىفرمايد :
آوردهاند كه حضرت رسالتپناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وليد بن عقبه را