تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
چنانچه مرحوم شيخ الطّائفه در كتاب عدّة الاصول به همين نحو مشى نموده ولى مخفى نماند كه اين اسم نبردن نه بخاطر اينست كه عقل و اجماع را بعنوان قرينه و شاهد قبول ندارند بلكه جهتش آنست كه بازگشت و مآل اين دو نيز به همان كتاب و سنّت است چنانچه با تأمّل و دقّت اين رجوع را مىتوان درك نمود . شرح مقصود حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينست كه : ممكنست برخى به منكرين حجّيت اخبار واحد اعتراض كرده و بگويند : تمسّك به طائفه سوّم از اخبار له لسان آنها طرح اخبار مخالف با كتاب و سنّت است صحيح نيست زيرا الى ما شاء اللّه اخبار و احاديث مخالف با كتاب و سنّت از ائمّه طاهرين عليهم السّلام صادر شده به اين معنا كه بسيار سراغ داريم با اينكه خبرى قطعى الصّدور است مع‌ذلك با كتاب و سنّت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مخالف و مباين مىباشد پس چگونه مجرّد مخالفت با كتاب و سنّت را مناط طرح خبر قرار داده حتّى آن را سند و مدرك عدم حجّيت خبر واحد دانسته‌ايد . ولى منكرين مىتوانند اين‌طور جواب دهند كه : كلام ما در اخبار غير معلوم الصدور است يعنى احاديثى كه مظنون الصّدور مىباشند يعنى بنصّ اخبار طائفه سوّم نفس مخالفت با ظواهر كتاب و سنّت اماره و علامت كذب خبر و عدم صدورش از معصوم عليه السّلام معرّفى شده است . مقصود از مخالفت با كتاب و سنّت قطعى مخالفت بانحاء و اطوارى تصوير مىشود مثل مخالفت بنحو تباين كلّى و بطور اطلاق و تقييد و به صورت عموم و خصوص . پرواضح است مراد از طرح خبر مخالف با كتاب ، مخالفت آن بنحو تباين كلّى نمىباشد زيرا در بين اخبار اساسا خبرى به اين شكل از مخالفت وجود ندارد و جهتش هم واضح و روشن است و آن اينست كه جعّالين اخبار و كذّابين بر ائمّه عليهم السّلام هرگز در مقام اختراع حديث خبرى كه با قرآن بطور كلّى مباين مىبود