ترجمه :
دنباله مقاله مرحوم مصنّف و بيان عدم موافقت شيخ با سيّد ( رهما )
و امّا اينكه اخبارى سابق الذّكر گفت :
اخبارىها در عقائد خود صرفا بر اخبار متواتر و آحادى كه علمى بوده و قرائن مفيد يقين همراه دارند اكتفاء نموده و به اين قبيل از احاديث عمل مىكنند .
بايد بگوئيم اظهر در مسلك اخبارىها از نظر ما همان است كه مرحوم علّامه حلّى فرمود يعنى اين گروه در اصول و فروع دين فقط به اخبار آحاد عمل مىكنند و شايد فرقه مقلّدهاى كه در كلام مرحوم شيخ طوسى آمده و درباره ايشان گفته شده وقتى در مسائل توحيد و صفات ائمّه عليهم السّلام يا نبوّت مورد سؤال قرار مىگيرند در جواب مىگويند روايت اينچنين بما رسيده و در اين ابواب متوسّل به نقل احاديث و اخبار آحاد مىشوند همين گروه و طائفه اخبارىها باشند و بهر صورت اين ادّعاء كه كلام شيخ ( ره ) در كتاب عدّة دلالت بر موافقت ايشان با مرحوم سيّد مرتضى دارد در كمال بطلان و نهايت فساد است منتهى از كسى كه مدّعى است اخبار وارد در كتب اربعه قطعى الصّدور هستند چندان بعدى ندارد ، زيرا كسى كه ادّعاء مىكند بصدور اخبار وارد در دو كتاب شيخ طوسى يعنى تهذيب و استبصار كه دو تا از كتب اربعه هستند قطع و يقين دارد چگونه اين شخص حاضر مىشود كه بپذيرد مرحوم شيخ و متقدّمين بر شيخ از علماء محدّث باخبار مجرّد از قرينه عمل مىكردهاند .
پس در نتيجه بايد گفت اخبارى سابق الذّكر از نظر مبنائى كه براى خود اتّخاذ كرده و اخبار كتب اربعه را قطعى الصّدور مىداند صحيح است كه مدّعى شود مرحوم شيخ با سيّد مرتضى عليهالرّحمه در عمل باخبار موافق مىباشند ولى از نظر ما مبناى اتّخاذشده باطل است قهرا آنچه برآن نيز بناء گرديده فاسد و باطل مىگردد .
متن : و امّا صاحب المعالم قدّس سرّه : فعذره انّه لم يحضره عدّة الشّيخ حين كتابة هذا الموضع كما حكى عن بعض حواشيه و اعترف به هذا الرّجل .
و امّا المحقّق قدّس سرّه ؛ فليس فى كلامه المتقدّم منع دلالة كلام الشّيخ على