براى تمام اين اخبار و بدين ترتيب مرحوم شيخ باخبارى عمل كرده و احاديثى را حجّت مىداند كه داراى قرينه باشند .
چگونه و بچه دليلى مىتوان اين ادّعا را نمود درحالىكه گفته شد و دانستيد كه مرحوم شيخ اساسا وجود قرائن را حتّى براى خود مجمعين منكر مىباشد .
حال اگر فرض كنيم كه تحقّق اجماع براى صحّت اخبار قرينه مىشود در اين فرض مىگوئيم :
بفرض كه چنين باشد ولى اينطور نيست كه براى هر دانهدانه از اخبار اجماعى محقّق بوده و قرينه بر صحّت آنها مىشود بهطورىكه علم با ظنّ خاصّ پيدا مىشود كه اين خبر بخصوص يا آن خبر ديگر مورد اجماع عملى اصحاب و علماء واقع است .
پس مراد از اجماع اصحاب بر عمل باخبار مدوّنه بفرض تحقّق و ثبوتش اينست كه علماء بخاطر وثوق و اطمينانى كه به راوى خبرى داشته يا از قرائن علم به صحّتش پيدا كنند بالاجماع آن را جايز العمل مىدانند .
و لذا علماء قم بسيارى از رجال كتاب « نوادر الحكمة » را با اينكه از كتب مشهوره بوده و اجماع علماء است كه به آن عمل مىنمايند استثناء نموده و نقل آنها را معتبر ندانستهاند .
و نيز ابن وليد از روايات عبيدى ، اخبارى را كه از يونس نقل كرده استثناء نموده و آنها را حجّت ندانسته با اينكه اين روايات نيز در كتب مشهوره ضبط و ثبت شده است .
و حاصل كلام آنكه معناى اجماع بر عمل باخبار اينست كه به صرف اينكه خبر واحدى ، خبر واحد مىباشد علماء آن را ردّ نمىكنند نه آنكه مقصود اين باشد كه اجماع قائم است بر عمل اصحاب و علماء به دانه ، دانه از اخبار واحد .
شرح مقصود قوله : رجال نوادر الحكمة : كتاب نوادر الحكمة تأليف محمّد بن ابى عمير است كه حضرات مراسيل ايشان را به منزله مسانيد ديگران مىدانند .
قوله : من روايات العبيدى : مقصود محمّد بن عيسى بن عبيد بن يقطين است .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 824
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٢٤