« عليه » به معصوم عليه السّلام راجع است .
متن : و الّذى يكشف عن ذلك انّه لمّا كان العمل بالقياس محظورا عندهم فى الشّريعة لم يعملوا به اصلا و اذا شذّ منهم واحدا عمل به فى بعض المسائل و استعمله على وجه المحاجّة لخصمه و ان لم يكن اعتقاده ردّوا و انكروا عليه و تبرّوا من قوله حتّى انّهم يتركون تصانيف من وصفناه و رواياته ، لما كان عاملا بالقياس .
فلو كان العمل بالخبر الواحد جرى بذلك المجرى لوجب فيه ايضا مثل ذلك و قد علمنا خلافه .
ترجمه :
دنباله كلام شيخ طوسى عليه الرّحمة
و آنچه از اين گفته و صدقش پرده برمىدارد اينست كه عمل بقياس نزد شيعه ممنوع و حرام است و اصلا به آن عمل نمىكنند و اگر احيانا و بطور ندرت كسى از ايشان در برخى از مسائل به آن عمل نمايد و از آن بعنوان محاجه با خصم بهره بگيرد اگرچه اعتقادش اين نباشد كه عمل بقياس جايز است تمام حضرات او را ردّ نموده و مورد انكار قرارش مىدهند و از رأى و قولش اظهار تبرّى و بيزارى مىكنند حتّى تصانيف و تأليفات شخصى كه صفتش اين باشد ترك و رواياتش را ردّ مىنمايند و در تمام اين اعمال و قدحها دليلشان اينست كه چون وى بقياس عمل كرده است .
حال ، با توجّه به اين امر مىگوئيم :
اگر عمل بخبر واحد نيز همچون قياس و جارى مجراى آن مىبود مىبايد در آن نيز مثل اين اعمال از اين طائفه ديده شود و عامل به آن را مورد ملامت و قدح و انكار قرار دهند درحالىكه خلاف آن را از ايشان سراغ داريم .
شرح مقصود قوله : و الّذى يكشف عن ذلك : مشار اليه « ذلك » حجّيت خبر واحد است .
قوله : لم يعملوا به اصلا : ضمير در « به » به قياس راجع است .
قوله : عمل به فى بعض المسائل : ضمير در « به » به قياس راجع است .
قوله : و استعمله على وجه المحاجّة : ضمير منصوبى در « استعمله » به قياس عود مىكند .