و پرواضح است كه انذار يعنى ابلاغ خبر با تخويف شأن دو طائفه مىباشد :
1 - وعّاظ در مقام ايعاد بر امورى كه مخاطبين حكم آن را كه وجوب يا حرمت باشد مىدانند مثل اينكه مىدانند شرب خمر و ارتكاب زنا و ترك نماز حرام است منتهى وعّاظ به مخاطبين مىگويند مبادا خمر را كه حرام است بخوريد يا زنا را كه مشروع نيست مرتكب شويد كه بر ارتكاب اين قبيل امور عذاب الهى مترتّب مىباشد .
2 - مرشدين و مربّيان در مقام ارشاد جهّال و نادانان .
بنابراين حذر كه همان تخوّف باشد صرفا بر متّعظين و مسترشدين واجب است نه بر هركسى كه خبرى را از عادل استماع نمود چنانچه موضوع بحث ما همين امر مىباشد و بديهى است كه اين موضوع از دو امر ياد شده خارج و ارتباطى با آنها ندارد .
شرح مقصود حاصل اين اشكال آنست كه :
آيه شريفه نفر اخصّ از مدّعى است ، چه آنكه ادّعاى قائلين به حجّيت خبر واحد اينست كه هر خبر صادر از عادل حجّت بوده و بر مستمع تصديقش واجب است درحالىكه آيه خصوص يك مورد از خبر را حجّت و تصديقش را لازم مىنمايد و آن در جائى است كه عادل خبرش مشتمل بر انذار و تخويف باشد چنانچه وعّاظ و مرشدين اخبارشان چنين است ولى مطلق مخبرين خبرهائى را كه مىدهند اينطور نيست ازاينرو آيه شريفه نفر را نمىتوان از ادلّه حجّيت خبر از حيث اينكه خبر است قرار داد بلكه نهايتا بايد گفت :
آيه خبر مشتمل بر تخويف را حجّت مىكند بهطورىكه بر متّعظين و مسترشدين واجب است به آن ترتيب اثر بدهند امّا اينكه اگر عادلى خبرى را ذكر كرد بدون اينكه در آن تخويف و انذارى باشد بر مخاطب و مستمع به صرف اينكه خبرى به سمعش رسيده بايد آن را تصديق كند آيه برآن دلالت ندارد .
قوله : على وجوب الحذر مطلقا : تفسير « مطلقا » همان عبارت بعدى است كه
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 719
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧١٩