راجعست .
قوله : فهو نظير قول القائل الخ : ضمير « هو » به انذار راجعست .
قوله : فانّ المقصود من هذا الكلام : منظور از « هذا الكلام » اخبر فلانا باوامرى الخ است .
قوله : لا وجوب تصديقه : يعنى تصديق ناقل و مخبر .
قوله : بالخبر الظنّى الصّادر من المخاطب : كلمه « مخاطب » بكسر طاء و مقصود از آن همان آمر مىباشد .
متن : ثمّ الفرق بين هذا الايراد و سابقه انّ هذا الايراد مبنىّ على انّ الآية ناطقة باختصاص مقصود المتكلّم بالحذر عن الامور الواقعيّة المستلزم لعدم وجوبه الّا بعد احراز كون الانذار متعلّقا بالحكم الواقعى و اما الايراد الاوّل فهو مبنىّ على سكوت الآية عن التّعرّض لكون الحذر واجبا على الاطلاق او به شرط حصول العلم .
ترجمه :
فرق بين ايراد دوّم و اوّل
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
فرق بين اين ايراد يعنى ايراد دوّم و ايراد قبلى كه اشكال اوّلى باشد اينست كه ايراد دوّم مبتنى برآن است كه آيه شريفه نفر نطاق و لسانش اختصاص به آن دارد كه مقصود و منظور متكلّم از حذر از امور واقعيّه است كه لازمهاش عدم وجوب آن است مگر پس از احراز و علم به اينكه انذار منذر تعلّق به حكم واقعى گرفته است ولى ايراد اوّل اساس و بنيانش بر اين امر استوار شده كه آيه از وجوب حذر بطور مطلق يا در فرضى كه علم حاصل شود ساكت است و به عبارت ديگر :
در آيه شريفه از اين حيث كه در لزوم و وجوب حذر آيا علم و يقين بصدق منذر شرط است يا و لو بدون آن بوده حذر لازم است اهمال و اجمال مىباشد .
شرح مقصود حاصل فرموده مصنّف ( ره ) در مقام فرق بين اين دو ايراد آنست كه :
در ايراد دوّم مىگوئيم صرفا حذر از امور واقعى و نفسى الامرى واجب است و تا اين معنا احراز نشود انذار منذرين بدون اثر مىباشد و در ايراد اوّل