تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
و اذا قال المخبر : اخبرنى عمرو انّ زيدا عادل . فمعنى تصديق المخبر على ما عرفت وجوب ترتيب الآثار الشّرعيّة المترتّبة على اخبار عمرو بعدالة زيد و من الآثار الشرعيّة المترتّبة على اخبار عمرو بعدالة زيد اذا كان عادلا و ان كان هو وجوب تصديقه فى عدالة زيد الّا انّ هذا الحكم الشّرعى لاخبار عمرو انّما ثبت بهذه الآية و ليس من الآثار الشّرعيّة الثّابتة للمخبر به مع قطع النّظر عن الآية حتّى يحكم بمقتضى الآية بترتيبه على اخبار عمرو به . ترجمه :

تقرير اشكال مزبور به بيان ديگر

مرحوم مصنّف مىفرماين : پس از طرح اشكال و جوابى كه داديم اينك مىگوئيم : ولى اشكال مزبور را مىتوان اين‌طور تقرير نمود و گفت آنچه را كه شيخ ( ره ) از مرحوم مفيد نقل نموده به حكم وجوب تصديق خبر عادل وقتى براى مفيد ( ره ) بعنوان خبر در خارج ثابت شد ديگر چگونه مىتوان آن را موضوع براى وجوب تصديقى دانست كه موضوع خبر بودن صرفا به آن ثابت شده است .

تقرير ديگر

يا مىتوان اشكال را اين‌طور بيان نمود . آيه شريفه نباء دلالت دارد كه خبر هر مخبر عادلى را بايد تصديق نمود و معناى وجوب تصديق اينست كه بايد آثار شرعيّه‌اى را كه بر صدق خبر مترتّب است برآن بار كرد . مثلا وقتى مخبر مىگويد : « زيد عادل است » معناى وجوب تصديق وى اينست كه آثار شرعى مترتّب بر عدالت زيد مثل اقتداء نمودن بوى در نماز و پذيرفتن شهادتش و امثال اين‌ها را بايد بار نمود فلذا پس از صدور خبر مزبور از مخبر عملا مىتوان به زيد در نماز اقتداء كرد و اگر شهادتى داد آن را از وى پذيرفت . يا مثلا اگر مخبر بگويد : « عمرو به من خبر داد كه زيد عادل است » در اين مثال نيز معناى تصديق