به اينكه امام عسكرى عليه السّلام قول مزبور را به ايشان نوشتهاند به همان طورى كه خود آن را مشاهده كرده باشيم پس مكتوب براى ما حجّت است در نتيجه بايد بگوئيم :
به واسطه خبر هر لاحقى اخبار سابقى ثابت مىشود ازاينرو در جميع طبقات اينگونه اخبار شرط است رواة و ناقلين عادل باشند ، زيرا هر واسطهاى خود مخبرى است كه مستقلّا خبرى را نقل مىنمايد .
شرح مقصود حاصل و خلاصه اشكال مذكور اينست كه :
آيه اخصّ از مدّعا است ، زيرا قائلين به حجّيّت اخبار آحاد هر خبر واحدى را حجّت مىدانند درحالىكه آيه صرفا خبر واحد بدون واسطه را شامل شده و از حجّت نمودن اخبار باواسطه قاصر است .
و وجه عدم شمول نسبت باخبار باواسطه آنست كه در اين آيه از لفظ « نباء » استفاده شده و معناى منصرف اليه اين لفظ خبر بدون واسطه است .
در نتيجه بايد گفت :
دليلى بر هيچيك از روايات منقوله از حضرات ائمّه طاهرين عليهم السّلام از آيه نباء وجود ندارد چه آنكه اين اخبار تمام باواسطه مىباشند .
و ملخّص جواب از اين اشكال آنست كه :
مىتوانيم اخبار باواسطه را بتعداد وسائط باخبارى منحل نمود مثلا اگر خبرى به پنج واسطه نقل شده باشد مىتوان آن را به پنج خبر بدون واسطه ارجاع داد و آيه نباء را دليل بر حجّيت هركدام مستقلّا دانست چنانچه اگر مرحوم شيخ از مفيد و مفيد از صدوق و صدوق از پدرش و پدرش از صفّار حديث مكتوبى را از امام عسكرى عليه السّلام نقل كرده باشند اگرچه حديث مكتوب به پنج واسطه نقل شده ولى در واقع مىتوان گفت در اينجا پنج خبر بدون واسطه است كه راوى هركدام شخص عادلى مىباشد و به مقتضاى آيه نباء هركدام به تنهائى حجّت مىباشند و در نتيجه اصل خبر بدين ترتيب ثابت مىگردد ازاينرو در حجّيت اخبار باواسطه حضرات ارباب فنّ شرط كردهاند كه تمام طبقات بايد عادل باشند و بدون آن خبر ثابت نمىگردد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 659
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٥٩