تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
ذلك استكشاف معتبر كان حجّة ظنّيّة حيث كان متوقّفا على النّقل الغير الموجب للعلم بالسّبب او كان المنكشف غير الدّليل القاطع و الّا فلا . و اذا تعدّد ناقل الاجماع او النّقل ، فان توافق الجميع لوحظ كلّ مع ما علم على ما فصّل و اخذ بالحاصل و ان تخالف لوحظ جميع ما ذكر و اخذ فيما اختلف فيه النّقل بالارجح بحسب حال النّاقل و زمانه و وجود المعاضد و عدمه و قلّته و كثرته ، ثمّ ليعمل بما هو المحصّل و يحكم على تقدير حجّيّته بانّه دليل ظنّى واحد و ان توافق النّقل و تعدّد النّاقل . ترجمه :

دنباله كلام مرحوم محقّق تسترى در كشف القناع

و چه‌بسا شخص متتبّع به آنچه ذكر شد يعنى به واسطه آنچه خود تحصيل نموده مستغنى مىشود از اينكه بكلام ناقل اجماع رجوع نمايد زيرا در مقام استظهار اين‌طور بدست آورده كه در تتبّع و اعمال نظرى كه نموده و به واسطه فحص و جستجو اقوالى را كه تهيّه كرده است به بيش از آن نيازى نيست و از انضمام نقل ناقل مزيّتى براى آنچه بدست آورده حاصل نمىشود . و گاه باشد كه امر بالعكس است يعنى وى در مقام تفحّص و تتبّع اقوالى را تحصيل نموده و نيز بامر نادر و شاذّى دست يافته كه قابل اعتناء و استناد نبوده و الزاما مىبايد نقل ناقل را محور و معتمد خود قرار دهد . بنابراين بر شخص متتبّع است كه به دامنه اجتهاد و سعيش توسعه داده و تتبّع و نظر و فكر خويش را پى گيرى نمايد اعم از آنكه از حيث زمان از ناقل اجماع متأخّر بوده يا معاصر با وى باشد ، فكر و نظرش منجرّ به موافقت با ناقل گشته يا با او مخالف درآيد چنانچه شأن در معرفت پيدا نمودن به ساير ادلّه غير از اجماع و نيز غير دليل از متعلّقات ديگر مسئله همين‌طور است كه شخص با قطع نظر از فكر و نظريه ديگران خودش بايد در رسيدن به آنها كمال سعى و اجتهاد خويش را به كار بگيرد . بنابراين بايد گفت : اجماع نيز مانند يكى ديگر از ادلّه هست و هر حكمى كه آنها دارند اجماع نيز دارد .