المتقدّمة الّتى مرجعها الى حسن الظّنّ او الملازمات الاجتهاديّة فلا عبرة بنقله ، لانّ الاخبار بقول الامام عليه السّلام غير مستند الى حسّ ملزوم له عادة ليكون نظير الاخبار بالعدالة المستندة الى الآثار الحسّيّة و الاخبار بالاتّفاق ايضا حدسى .
ترجمه :
پس از آنكه گفتيم اجماع دخولى قطعا در خارج تحقّق نيافته
و نيز متذكّر شديم اجماع كشفى بهر يك از دو احتمالش قطعا و يقينا مراد كسانى كه ادّعاء اجماع نمودهاند نمىباشد زيرا اگر علماء اعصار يا عصر واحد بقدرى زياد بوده كه احاطه بر آنها ممكن و ميسور نباشد در اين فرض تفحّص از آنها و اطّلاع بر اقوالشان اگرچه مستلزم كشف از موافقت امام عليه السّلام با ايشان است ولى چنانچه اشاره شد وقوع اين امر در خارج و حصول اطّلاع بر اقوال امر غير ممكنى است و اگر هم تعداد و آحاد مجمعين معدود و كم باشد اگرچه احاطه بر آنها امر سهل و ممكنى است ولى دست يافتن بر آنها كاشف از موافقت معصوم عليه السّلام با ايشان نمىباشد .
اكنون مىگوئيم :
اگر قطع پيدا نموديم كه دعواى اتّفاق علماء و اجماع حضرات اهل دانش كه در بلاد و اقطار عالم پراكنده و متفرّق هستند و توافقشان عادتا از موافقت امام عليه السّلام كشف مىكند صرفا مستند به حدس ناشى از يكى از امور گذشته است كه مرجع و مآل تمام آنها به حسن ظنّ ناقل به جماعتى از علماء بوده يا برگشت آنها به ملازمات اجتهادى حاكى اجماع مىباشد و بهر تقدير چنين ادّعائى كه مستند به حدس است حجّت نمىباشد و بنقل چنين اجماعى نمىتوان اعتناء نمود زيرا اخبار بقول امام عليه السّلام در اين فرض مستند به امر حسى كه ملزوم آن بوده و رأى امام عليه السّلام لازمهاش باشد نيست تا از قبيل اخبار بعد التى كه بآثار حسّى مستند است باشد چه آنكه علاوه بر حدسى بودن رأى امام عليه السّلام اخبار باتّفاق علماء نيز امر حدسى است و به چنين اجماعى كه كاشف و منكشف هر دو امر حدسى باشند نمىتوان اعتناء نمود .
شرح مقصود
قوله : فى الاقطار : كلمه « اقطار » جمع « قطر » بضمّ قاف و سكون طاء به معناى