تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
موجب حصول ظنّى است در عمل به ظاهر نسبت كوچك‌ترين ضررى وارد نمىكند . يعنى وجود شاهد بر آنچه ايشان فرموده‌اند منافات ندارد كه بتوان به ظاهر نسبتى كه در كلام ناقل اجماع است عمل كرد چه آنكه وقتى امر حسّى به شخصى نسبت داده مىشود مثلا ناقل اجماع مىگويد : اتّفاق علماء و اجماع فقهاء در اين مسئله چنين و چنان است ، ظاهرا بايد گفت كه وى اين اقوال را بالحسّ و المشاهدة ادراك نموده و خودش آنها را در كتب مصنّفه ديده فلذا به آنها نسبت داده است . در نتيجه بايد بگوئيم : غالبا اجماعات منقول به استثناى تعداد معدود و كمى حجّت بوده و به اين مقدار كه فتوا از جميع معروفين از اهل فتوى صدور يافته است مورد اعتماد بوده و از ناحيه نقل ناقلين مىتوان مقدار مزبور را اطمينان پيدا كرد و به حضرات فقهاء صاحب كتب و تصنيف و مشهورين از فتوى نسبت داد .

سؤال

اگر اين فرموده صحيح و واقع امر اين‌طور كه تقرير شد بوده باشد پس نبايد در مورد اجماعات ادّعاء شده خلافى ديده گردد درحالىكه بسا مىبينيم در موارد اجماعات منقوله حتّى معروفين از اهل فتوى مخالف مىباشند و اين امر مانع مىشود كه بيان مذكور را بتوان پذيرفت .

جواب

وجود مخالف قادح و مضرّ نبوده و نبايد سبب شود كه از تقرير و بيان مذكور رفع يد نمود زيرا احتمال دارد ناقل اجماع مقصودش از اجماع ، اتّفاق غير مخالفين باشد و به عبارت ديگر : اتّفاق و اجماع نسبى مرادش است يعنى وى كتب و تصانيف غير مخالفين را بررسى كرده و آراء ايشان را باهم متّفق ديده ازاين‌رو فتوى را نسبت به همگى ايشان داده است بدون اينكه اصلا نظرى بوجود مخالف داشته باشد بلكه احتمال ديگرى وجود دارد و آن اينست كه :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 471 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى