غير مستحيل و ان لم يكن واقعا لاجماع او غيره و هذا المقدار يكفى فى ردّه ، الّا ان يقال انّ كلامه ( قدّس سرّه ) بعد الفراغ عن بطلان التّصويب كما هو ظاهر استدلاله .
ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از انتقاد مذكور
ايشان در جواب مىفرماين :
اوّلا قبول نداريم كه امر مذكور تصويبى بوده كه اجماع بر بطلانش باشد .
ثانيا به فرضى كه چنين باشد و از آنچه به زودى خواهيم گفت يعنى تصويب نبودن اين امر اغماض كنيم گوئيم :
تقريرى كه گذشت در جواب از استدلال ابن قبه ( ره ) بود و چون ايشان مدّعى استحاله تعبّد بظنّ و عمل بخبر واحد هستند ما با اقامه جواب مزبور همينقدر خواستيم رفع استحاله نموده و امكان ثبوتى تعبّد بخبر بلكه مطلق ظنّ را اثبات نمائيم اگرچه بگفته شما تصويب بوده و به واسطه اجماع يا دليل ديگرى در خارج واقع نباشد مگر آنكه گفته شود كلام ابن قبه ( قدّس سرّه ) و استدلالى كه از ايشان گذشت پس از فراغ از بطلان تصويب است ازاينرو نمىتوان در جواب از استدلال وى بيانى آورد كه مستلزم تصويب باشد .
شرح مقصود
حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اشكال گذشته مىدهند اينست كه :
در چند سطر بعد خواهيم گفت كه تقرير مزبور تصويب نيست حال بفرض كه آن را تصويب بدانيم و از گفتهء خود چشم بپوشيم خواهيم گفت استدلال ما در مقابل ابن قبه است و ايشان از كسانى است كه تعبّد بخبر بلكه هر اماره ظنّى را مستحيل و غير ممكن مىداند و به عبارت ديگر امكان ثبوتى تعبّد بظنّ را منكر است چه رسد امكان وقوعى و تحقّق خارجى آن را ازاينرو همّ ما در استدلالى كه گذشت اين بود كه صرفا امكان ثبوتى و عالم تصوّر امر مورد بحث را تصحيح كنيم و لو مستلزم تصويب باشد چه آنكه تصويب اگرچه اثباتا ممكن نيست يعنى به واسطه