ملاحظه و مشاهده آنها قطع بوجود صفات و ملكات حاصل مىشود .
مثلا وقتى اجتناب از معاصى و اتيان بواجبات از زيد ديده شد يا از باب مثال ديديم كه وى در نبرد با شخص قوى و شجاعى بر او فائق آمد قطع و جزم به عدالت و شجاعتش پيدا مىكنيم و يا وقتى ملاحظه نموديم كه رعايا باتّفاق كلمه به يك مقاله تكلّم نموده و يك سخن را محور كار خويش قرار دادهاند قطع حاصل مىشود كه رئيس ايشان چنين دستور داده است درحالىكه امر نسبت به فتواى مجتهد چنين نبوده و اينطور نيست كه اگر در حكمى فتوا داد مجرّد محسوس بودن اثر آنكه دليل سمعى باشد موجب قطع به فتواى وى تطابقش با واقع گردد .
سپس فرموده است :
علاوه بر اين بايد گفت :
حقّ اينست كه در اعتراض اوّل كه گفته شد « مدار حجّيّت اجماع بر مقاله معصوم است و اخبار از آن اخبار از امر محسوس نيست پس نمىتوان به آن اكتفاء نمود » همان جواب اوّل را آورده و بگوئيم اگرچه مدار حجّيّت اجماع بر نقل مقاله معصوم عليه السّلام است ولى اخبار از ملزوم در قوّه اخبار از لازم است بهطورى كه احدى در آن ترديد و شكّ ندارد ازاينرو وقتى ناقل اجماع از اتّفاق كلّ علماء خبر مىدهد گويا از نفس مقاله امام عليه السّلام اخبار نموده و بدين ترتيب نيازى به آن نيست كه مستقلّا و بطور علىحده از آن نيز دوباره خبر دهد .
و وقتى به همان جواب اوّل در دفع اعتراض اكتفاء كرده و جواب دوّم را اصلا متعرّض نشويم جائى براى طرح اشكال و اعتراض بعدى نمانده تا نيازى بجواب دوباره داشته باشيم چه آنكه اشكال و اعتراض اخير مبتنى بر جواب دوّم از اعتراض سابق مىباشد و بديهى است اگر جواب مزبور را ذكر نكرده و به همان جواب اوّل قناعت كنيم همانطورىكه گفته شد اعتراض و سؤال مطرح نمىشود .
مؤلّف گويد :
تا به اينجا سؤال و اشكال بر مصنّف كه در تحت عنوان « ان قلت » طرح شده است تمام مىشود و حاصل و خلاصهاش اين شد كه :
اينطور نيست كه اجماع منقول حجّت نباشد و به آن نتوان اكتفاء كرد و دليل عدم اكتفاء را اين بدانيم كه اخبار از آن مبتنى بر مبادى محسوسه نبوده و بر پايه
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 432
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٣٢