تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
از آن ، اخبار از امر محسوس بوده و بدين‌وسيله در زمره اخبار از محسوس واقع شده و مشمول ادلّه اخبار قرار مىگيرد بلكه مناط حجّيّت اجماع مقاله معصوم عليه السّلام است و پرواضح و آشكار است كه ناقل اجماع در اخبارش از آن اعتماد بر حدس و استنباط و اجتهاد مىنمايد و بدين ترتيب اخبار از مقاله معصوم عليه السّلام اخبار از امر حدس مىشود و در زمره اخبار معتبره قرار نمىگيرد . مرحوم كاظمى از اين اعتراض اين بار دو جواب داده كه توضيح آن مختصرا چنين است : اوّلا : اگرچه مدار حجّيّت اجماع بر نقل مقاله معصوم عليه السّلام است منتهى اين امر را نمىتوان ناديده گرفت كه اخبار از ملزوم در قوّه اخبار از لازم و يا بالعكس اخبار از لازم اخبار از ملزوم است به‌طورىكه هريك از آنها وقتى مورد اخبار و نقل قرار گيرند ديگرى نياز به نقل و حكايت نداشته و اساسا از آن منفكّ نمىباشد . با در نظر گرفتن اين مقدّمه مىگوئيم : بسى واضح و روشن است كه اتّفاق كلّ علماء و جمله ايشان ملازم با مقاله معصوم است به‌طورىكه احدى در اين امر ترديد و شكّ ندارد ازاين‌رو وقتى ناقل اجماع از اتّفاق كلّ علماء خبر داد مثل اينكه از مقاله معصوم عليه السّلام خبر داده و بدين ترتيب نيازى به آن نيست كه مستقلّا و بطور علىحده از آن نيز دوباره اخبار نمايد . و چون اخبار از اتّفاق علماء ، اخبار از امر حسّى است و ثبوت مقاله معصوم نيز از آن غير قابل انفكاك است و از طرفى ناقل عادل و شخص موثّقى است لاجرم بايد گفت وقتى اتّفاق كلّ به واسطه خبر عادل ثابت شد لازمه آنكه مقاله معصوم است نيز ثابت مىباشد و چون اتّفاق كلّ امر محسوس بوده و مجرّد ثبوت آن در ثبوت مقاله معصوم نيز كافى است ازاين‌رو ثبوت مقاله معصوم عليه السّلام به واسطه اخبار از اجماع از مصاديق اخبار از امر محسوس به حساب مىآيد . ثانيا : اينكه گفتيم ناقل اجماع در نقل آن رجوعش بنقل مقاله معصوم بوده و محسوس بودن اتّفاق در معناى محسوس بودن همان مقاله امام عليه السّلام است اين كلام به اين اعتبار و ملاحظه گفته شد كه اجماع از آثار مقاله معصوم عليه السّلام