تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
است و اين‌گونه از اعتبارات و ملاحظات هرگز مورد كلام و صحبت نبوده و از نظر همگان امرى است ثابت و مسلّم چنانچه در مقام اخبار از صفات و ملكاتى همچون ايمان ، فسق ، شجاعت ، كرم و غير اين‌ها از آثار آنها خبر مىدهند و با اينكه صفات ياد شده از امور محسوسه نبوده ولى مع‌ذلك نفس محسوس بودن آثار آنها در اين مقام كفايت كرده و همين امر موجب شده است كه اخبار از آثار در واقع همان اخبار از صفات محسوب شده و محسوس بودن آثار در قوّه محسوس بودن همين صفات تلقّى گردد . و حاصل كلام آنكه : اين‌گونه از امور گرچه محسوس محض به حساب نمىآيند ولى به ملاحظه داشتن چنين آثار محسوسى به منزله محسوس قرار داده شده‌اند و همچون اخبار محسوسه محض معتبر مىباشند بخلاف عقليّات صرف و امور غير محسوسه محض كه اساسا به اين گونه از امور در مقام اخبار نمىتوان اتّكاء و اعتماد نمود به اين معنا كه اگر مخبرى در مقام نقل و حكايت از آنها خبر داد براى ديگران حجّت نبوده اگرچه مخبر متعدّد بوده حتّى تعدادشان به هزار نفر اشخاص موثّق برسد . قوله : انّما هو بها : ضمير « هو » به اخبار و در « بها » به مقاله معصوم راجع است . قوله : و ان كان ذلك : مشار اليه « ذلك » اخبار از مقاله معصوم عليه السّلام است . قوله : لا يحتاج فيه الى النّقل : ضمير در « فيه » به استلزام راجع است . قوله : باعتبار انّ الاتّفاق من آثارها : يعنى از آثار مقاله معصوم عليه السّلام است . قوله : فانّه لا يعوّل عليها : ضمير در « فانّه » به معناى « شأن » بوده و ضمير در « عليها » به عقليّات محض راجع است . قوله : و ان جاء بها الف من الثّقات : ضمير در « بها » به عقليّات محض عود مىكند . قوله : حتّى يدرك ما ادركوا : كلمه « يدرك » به صيغه مجهول و ضمير جمع در « ادركوا » به الف ثقات عود مىكند . متن : ثمّ اورد على ذلك بانّه يلزم من ذلك الرّجوع الى المجتهد ، لانّه و ان
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 430 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى