ظواهر بدست مىآيد از نظر مناط بودن براى تكليف باهم متّحد و يكسانند و هيچ فرقى بينشان نمىباشد ، چه آنكه احداث فرق بين آنها مبنى بر اينست كه خطابات و ظواهر قرآنى بما متوجّه شده باشد و ما را شامل بگردد درحالىكه خلاف اين امر ثابت است .
و از اين گذشته احكامى كه از ظواهر قرآن شريف استفاده مىشود زمانى بين مشافهين و ما مشترك است كه خبر جامع شرائطى كه انشاءالله بعدا به آن شرائط اشاره خواهيم نمود در بين نبوده و بر خلاف ظواهر قائم نشده باشد ، تمام شد كلام مرحوم صاحب معالم .
مخفى نباشد همانطورىكه از كلمات محشّين معالم برمىآيد عبارت مرحوم صاحب معالم مجمل و مراد ايشان مبهم و غير معلوم است و درعينحال از نظر ما موارد و مواضعى در اين عبارات مورد اشكال و تأمّل است .
شرح مقصود
قوله : كلاما يحتمل التّفصيل المتقدّم :
مؤلّف گويد :
ممكنست مقصود از « تفصيل متقدّم » امورى باشد :
1 - تفصيلى كه از مرحوم محقّق قمى نقل شد و تقرير آن اينست كه :
ايشان در ضمن عبارتشان فرمودند :
« و يستوى الظّنّ الحاصل من الكتاب و الحاصل من غيره الخ » يعنى :
ظنّى كه از ظاهر قرآن و ظاهر غير قرآن از نظر مناط تكليف باهم يكسانند در اينكه صرفا در حق كسى حجّت است كه متكلّم به وسيله آن در مقام تفهيم وى برآمده .
و بديهى است ظنّ به حكمى كه از چنين ظاهرى براى چنين مخاطبى حاصل مىشود حجّت است و در غير او دليلى بر حجّيّتش نمىباشد .
و اين معنا همان تفصيلى است كه مرحوم محقّق قمّى به آن قائل شده است .
2 - و ممكنست مقصود صاحب معالم غير تفصيل مذكور بوده و در مقام افاده اين امر باشد كه ظواهر در خصوص مخاطبين حجّت و نسبت به غير ايشان حجّت
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 306
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٦