از اهل بيت عصمت و طهارت جايز و مشروع نيست درحالىكه اعتبار تفسير در اين اخبار نه به ملاحظه عمل به ظواهر بوده و دلالت بر اين امر داشته باشد كه بدون ورود تفسير ظواهر قرآنى حجّت نبوده و به آنها نمىتوان عمل كرد بلكه چون آيه « نفى جناح » ظهور در مجرّد ترخيص و جواز قصر دارد درحالىكه مراد از آن بر خلاف اين ظاهر بوده و وجوب منظور است لاجرم بايد گفت اخبارى كه كلمه « فسّرت » را دارد منافى با ظاهر آيه نمىباشد زيرا از طرفى اصالة الاطلاق مقتضى است بدون قيد « فسّرت » و مجرّد قرائت آيه نفى جناح كافى در اعاده نماز به صورت قصر باشد و از طرف ديگر مقصود از « فسّرت » اينست كه براى مصلّى بيان كنند كه از باب تخفيف و سهولت امر در اصل شريعت نمازهاى چهار ركعتى در مسافرت قصر شده و مكلّفين مرخّص در شكستن آن هستند و بديهى است كه اين ترخيص با تعيّن و وجوب قصر بر مسافر و عدم صحّت اتمام تنافى ندارد زيرا جوازى كه از ظاهر آيه استفاده مىشود جواز به معناى اعمّ است كه با وجوب و كراهت و استحباب نيز سازش دارد .
و بهر تقدير ظاهر آيه چون دلالت بر اين دارد كه مسافر مخيّر است در قصر و اتمام و مقصود تعيّن قصر مىباشد پرواضح است كه مخالفت با چنين ظاهرى نياز به تفسير داشته و بدون آن مقصود حاصل نمىشود .
و خلاصه كلام آنكه ورود تفسير نه از اين باب است كه بظواهر ظهور ببخشد و بدون آن اساسا مجمل و بدون دلالت باشند بلكه نقش تفسير آن است كه به واسطهاش مىتوان از ظاهر رفع يد نمود و آيه را حمل بر خلاف ظهورش كرد و اين معنا غير از مدّعاى خصم است كه مىگويد اصلا ظواهر بدون روايات ظهورى ندارند و از قبيل مجملات مىباشند .
ازاينرو ملاحظه مىشود كه زراره و محمّد بن مسلم يعنى دو تن از برجستهترين صحابه امام عليه السّلام محضر مبارك عرض مىكنند :
خداوند متعال در قرآن شريف فرموده
« فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ *
الآية » و نفرموده
« فَافْعَلُوا » *
پس چطور ما از آيه
« فَلا جُناحَ » *
وجوب بفهميم و ظاهرش را كه جواز است طرح نمائيم امام عليه السّلام در جواب مىفرماين :
بلى : ظاهر آيه همان جواز است و على القاعده مىبايد مكلّف در فعل و