قوله : ان قرئت عليه : مقصود اينست كه اگر شخصى به واسطه جهل يا نسيان و يا عارضه ديگرى اگر نمازش را در مسافرتى كه بايد شكسته بخواند تمام خواند و پس از اتمام بدون فاصله يا با فاصله شخص ديگرى آيهاى را كه مشتمل است بر مشروعيّت نماز قصر در حقّ مسافر براى وى خواند بر مستمع ( كسى كه نمازش را تمام خوانده ) لازم است نماز خوانده شده را اعاده كند ولى اگر چنين موقعيّتى بر او پيش نيامد و به آيه مزبور برخوردى نكرد كنايه از اينكه به حالت جهل يا نسيان باقى ماند تكليفى بر او نبوده و اعاده نماز خوانده شده واجب نمىباشد .
قوله : و فى بعض الرّوايات الخ : يعنى در برخى از روايات به مجرد « ان قرئت عليه » اكتفاء نشده و نفس قرائت را موجب لزوم اعاده قرار نداده بلكه اين مضمون يعنى « و فسّرت له » را اعتبار نموده و فرمودهاند :
اگر آيه قصر را برايش خوانده و مراد از آن را براى او تفسير و بيان نمايند نمازش را بايد اعاده كند كنايه از اينكه حكم مسئله را بوى بدينوسيله تفهيم كنند چه آنكه بدون درك معناى آيه و اطّلاعش بر حكم نماز مقصود يعنى اعاده آن عملى نخواهد شد .
قوله : و الظّاهر و لو به حكم اصالة الاطلاق الخ : اين عبارت به منظور دفع توهّمى است كه ممكنست بشود و شرح آن اينست :
توهّم در بعضى از روايات چنين آمده كه عمل به ظاهر آيه متوقّف است بر ورود تفسير از اهل بيت عليهم السّلام
و اين روايات مؤيّد مدّعاى خصم مىباشد بنابراين لازم است رواياتى كه در آن حكم شده بمجرّد قرائت قرآن و صرف آن را موجب اعاده نماز خوانده شده قرار داده به اين احاديثى كه قيد ورود تفسير از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام در آنها است مقيّد نمود .
دفع و جواب
حاصل جواب از اين توهّم اينست :
مدّعاى خصم « اخبارىها » اينست كه عمل بظواهر آيات بدون ورود تفسير