تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
تماس و هم‌بستر شدن او را طلاق دهد آنگاه شوهر قبلى مىتواند با همسرش عقد جديد بسته و از نو باهم زندگى نمايند و اصطلاحا به اين شخص « محلّل » گويند . با توجّه به اين نكته مىگوئيم : در اين روايت امام عليه السّلام مىفرماين : محلّل مىتواند بنده و عبد بوده و در آن شرط نيست كه حرّ و آزاد باشد زيرا خداوند متعال در قرآن شريفش مىفرمايد :
فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ .
« سوره بقره ، آيه 230 » . يعنى : اگر زن را شوهرش سه بار طلاق داد پس از آن اين زن بر شوهر حلال نيست مگر با شوهرى غير از آن ازدواج نمايد . پس در آيه خداوند متعال مناط حلال شدن زن بر شوهر را وجود محلّل يعنى شوهر ديگر قرار داده درحالىكه اين نام و عنوان بر بنده نيز صادق مىباشد . بنابراين امام عليه السّلام براى استفاده چنين حكمى به ظاهر قرآن تمسّك فرموده و نحوهء استدلال را تعليم فرموده‌اند درحالىكه اگر ظواهر قرآنى حجّت نمىبود نبايد استدلالى به اين طرز واقع مىشد . قوله : و فى عدم تحليلها بالعقد المنقطع الخ : در محلّل شرط است كه زن را به عقد دائمى خود درآورد و با متعه و عقد منقطع مقصود حاصل نمىگردد فلذا امام عليه السّلام در اين روايت براى استدلال به اين امر به ظاهر آيه تمسّك فرموده و مىفرماين : خداوند متعال در قرآن عزيزش مىفرمايد :
فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا
الخ . « سوره بقره آيه 230 » يعنى : اگر محلّل زن را طلاق داد پس ديگر باكى بر آن دو نيست از اينكه به حالت قبل برگردند و باهم ازدواج نمايند . در اينجا خداوند متعال تعبير به لفظ « طلاق » نموده و چون در عقد منقطع طلاق مشروع نمىباشد بلكه مدّت كه تمام شد زواج و زناشوئى نيز فسخ مىگردد لاجرم معلوم مىشود كه عقد محلّل بايد دائمى باشد چه آنكه ذكر لازم دلالت بر اراده ملزوم دارد .