وى صرفا بظواهر آيات عمل مىنمود و به كلماتى كه از حضرات ائمّه هدى عليهم السّلام در ذيل آيات بعنوان تفسير و شرح آيات وارد شده بود اعتناء نمىنمود و نيز بدون تأمّل در قرائن عقلى و عادى بمجرّد اينكه معنائى در به دو امر از آيات مىفهميد مورد عمل و استدلال قرار مىداد .
و نهى امام عليه السّلام و زجر حضرتش نسبت بوى به اين منظور و به همين اعتبار بوده است نه آنكه وى آيات را طبق معناى اوّلى كه براى تفسير برأى نموديم تأويل مىبرد و معنائى كه رأيش برآن مستقرّ مىشد اخذ مىكرد و به آن عمل مىنمود چه آنكه با وجود معناى ظاهر قرآنى و ورود سنّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اهل سنّت نيز عمل برأى را جايز نمىدانند و شاهد بر اينكه نهى حضرات ائمّه طاهرين عليهم السّلام در اين اخبار به ملاحظه معناى دوّم تفسير برأى بوده نه معناى اوّل اين فقره از فرموده حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام است كه در مذمّت مخالفين فرمودند :
ايشان قرآن را به وسيله قرآن معنا مىكنند ، به منسوخات استدلال نموده درحالىكه آنها را ناسخ مىپندارند ، به خاصّ احتجاج كرده درحالىكه آن را عام مىدانند ، بآيات تمسّك جسته و قرينه نقليّهاى كه در ذيل آن است يعنى سنّت و حديث را ترك مىكنند الى آخر
قوله : ممّا يقرّب هذا المعنى الثّانى : مقصود از معناى ثانى ، حمل قرآن بر معناى ابتدائى كه بدوا بخاطر مىرسد بدون تأمّل در ادلّه عقليّه و نقليّه مىباشد .
قوله : بل يخطّئونهم به : ضمير فاعلى به « اهل البيت عليهم السّلام » راجع بوده و ضمير مفعولى به مخالفين و ضمير در « به » استغناء بكتاب اللّه عود مىكند .
قوله : و يرشدك الى هذا : مشار اليه « هذا » به تقريب مذكور راجعست .
قوله : حيث انّه يعمل بكتاب اللّه : ضمير در « انّه » به ابو حنيفه راجع است .
قوله : انّما كان يعمل بظواهره : ضمير مستتر در « كان يعمل » به ابو حنيفه عائد است .
قوله : لا انّه كان يؤوّله بالرّأى : ضمير در « كان » به ابو حنيفه و ضمير مفعولى در « يؤوّله » به ظاهر قرآن عود مىكند .
قوله عليه السّلام : انّهم ضربوا القرآن بعضه ببعض : يعنى انّ المخالفين فسّروا
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠١