محل بحث و مورد كلام در ظواهر آياتى است كه بدست ما رسيده همچون عمومات و مطلقاتى كه پس از تفحّص نمودن از مخصّصات و مقيّدات آنها و احيانا جستجو از ناسخ يا قرينه ديگرى كه دلالت بر خلاف ظواهر داشته باشد و مأيوس شدن از اين قرائن و اطمينان به اراده ظهورات مزبور به آنها عمل كرده و مطابق آنچه از ظواهرشان استفاده مىشود مشى مىنمائيم و پرواضح است كه اين عمل را تفسير برأى نگفته بلكه عمل بكلام مولا مىخوانند چه آنكه تفسير در جائى صادق است كه كلام مجملى را برايش معنائى نموده كه بطور وضوح و آشكار از آن استفاده نگردد و اين معنا با مفروض كلام سازش ندارد .
پس حاصل جواب اينست كه عمل بظواهر اساسا از موضوع اين اخبار خارجند .
قوله : عن الاستدلال بها : ضمير در « بها » به آيات راجع است .
قوله : بعد الفحص عن نسخها و تخصيصها و ارادة خلاف ظاهرها : ضمائر مؤنّث همگى به ظواهر راجعند .
قوله : اذ من المعلوم انّ هذا لا يسمّى تفسيرا : مرحوم محقّق يزدى در ذيل اين عبارت مىفرماين : و سياق بسيارى از اخبار مذكور بر اين امر ( تفسير نبودن عمل بظواهر ) دلالت دارد مثل فرموده امام عليه السّلام در اين روايت :
يا جابر : انّ للقرآن بطنا و له ظهر و للظّهر ظهر و ليس شىء ابعد من عقول الرّجال من تفسير القرآن .
در اين حديث شريف فرمايش اوّل و تعليلى كه در آخر آمده هر دو دلالت دارند كه مراد از تفسير غير از عمل به ظواهر است .
و يا آنچه در كافى شريف آمده كه مىفرماين :
انّ من علم ما اوتينا تفسير القرآن و احكامه .
و چنانچه ملاحظه مىشود تفسير قرآن را از مصاديق علومى قرار دادهاند كه به ايشان سلام اللّه عليهم اجمعين داده شده .
و نيز در احتجاج حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روز غدير چنين آمده :
و لا يوضح لكم من تفسيره الّا الّذى انا آخذ بيده .
و در كتاب بصائر الدّرجات از مولانا ابى جعفر عليه السّلام آمده :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩١