سپس خبر را به آنجا مىرساند كه حضرت فرمودند :
اى قتاده : اگر قرآن را از پيش خودت تفسير كنى ، هم خود را هلاك كرده و هم ديگرى را هلاك ساختهاى ، و اگر از رجال در اين امر كمك بگيرى باز همينطور است خود و ديگران را به هلاكت افكندهاى .
يا قتاده : واى بر تو ، قرآن را فقط كسى مىداند كه خطاب به آن شده است .
و غير اين روايات از اخبار ديگرى كه مرحوم صاحب وسائل در كتاب قضاء مدّعى است تعداد آنها از حدّ تواتر گذشته است .
و حاصل اين وجه ( وجه اوّل از دو وجه اخباريّين ) به اين امر راجع است كه شارع مقدّس از عمل به قرآن و تمسّك به ظواهرش منع فرموده و اين منع كاشف است از اينكه مقصود متكلّم يعنى خالق متعال آن نيست كه مقاصد خود را بمجرّد اين كلام آسمانى تفهيم مخاطبين نموده باشد ، يعنى قرآن از سنخ محاورات عرفى نيست تا مخاطب بتواند به ظاهر كلام تمسّك جسته و مراد گوينده را از آن احراز نمايد .
شرح مقصود
قوله : و فى مرسلة شعيب بن انس الخ :
مؤلّف گويد :
حديث مرسل به دو معنا استعمال شده :
1 - حديثى را گويند كه راوى خود آن را از معصوم نشنيده ولى بدون واسطه از پيغمبر يا امام نقل كند و به عبارت ديگر :
حديث مرسل آنست كه آخرين راوى آن يا مذكور نبوده و يا معلوم نباشد .
2 - حديثى را گويند كه از سلسله سندش بيش از يك نفر حذف شده باشد .
مؤلّف گويد :
راجع به ترجمه شعيب بن انس در كتب رجالى به شرحى كه متعرّض خصوصيّات وى باشد برنخورديم .
متن : و الجواب عن الاستدلال بها انّها لا تدلّ على المنع من العمل بالظّواهر الواضحة المعنى بعد الفحص عن نسخها و تخصيصها و ارادة خلاف ظاهرها فى
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٩