قوله : و الشّكّ فى الاوّل الخ : مقصود از « اوّل » قسم دوّم مىباشد بنابراين مراد مرحوم مصنّف اينست كه شكّ در موارد تمسّك به اماره قسم دوّم آنجائى است اين حالت از اوضاع لغوى و عرفى پديد آمده كه به واسطه دست يافتن بامورى كه مورث ظنّ معتبر هستند زائل و بر طرف شده و لفظ را در معناى تحصيل شده ظاهر قرار مىدهند .
مؤلّف گويد :
اينكه مرحوم مصنّف از قسم دوّم در اينجا به « اوّل » تعبير نمود به اين ملاحظه است كه در وقت اخذ نتيجه ماتن ( ره ) در عبارت « فالمطلوب فى هذا القسم الخ » قسم دوّم را اوّل و قسم اوّل را دوّم ذكر نموده است .
قوله : عن اعتماد المتكلّم على القرينة الخ : كه اگر اعتمادش به قرينه بوده معلوم مىشود مقصودش معناى مجازى بوده و در صورتى كه به آن اعتماد نكند مرادش معناى حقيقى است .
قوله : فالقسمان من قبيل الصّغرى الخ : حاصل مراد مصنّف ( ره ) اينست كه :
اعمال دو قسم اماره و اجتماعشان باهم به منزله انضمام صغرى و كبرائى است كه پس از ترتيب دادنشان مراد متكلّم را مىتوان تشخيص داد از باب مثال :
متكلّم گفته است « رأيت اسدا يرمى » .
مخاطب نه معناى حقيقى و مجازى « اسد » را مىداند و نه مراد متكلّم برايش مشخّص است ابتداء براى تشخيص معناى حقيقى و مجازى به لغت رجوع كرده و بدست مىآورد كه معناى حقيقى اين كلمه حيوان درنده و معناى مجازيش مرد شجاع مىباشد .
پس از احراز اين امر براى احراز مراد متكلّم بقرائن معيّن مراد و اماراتى كه مقصود متكلّم را بيان كند رجوع مىنمايد و در مثال به وسيله قرينه « يرمى » معلوم مىكند كه مراد متكلّم مرد شجاع است .
پس در واقع براى رسيدن به اين منظور قياس و برهانى به اين شكل ترتيب داده : لفظ اسد معناى حقيقيش حيوان درنده و معناى مجازيش مرد شجاع است ( صغرى ) و قرينه در اينجا بر اراده معناى مجازى قائم شده ( كبرى )
پس مقصود متكلّم و مراد وى معناى مجازى مىباشد ( نتيجه ) .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٢