تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
4 - خبر واحد . و امّا اماراتى كه به منظور استنباط احكام شرعى از الفاظ قرآن و سنّت اعمال مىشوند خود بر دو قسم هستند كه مرحوم مصنّف در اينجا قسم اوّل را ذكر فرمود و قسم دوّم در عبارات بعدى ان‌شاءالله خواهد آمد . و توضيح و تشريح قسم اوّل چنين است : مقصود از اين قسم اماراتى است كه فقهاء و اصوليّين بلكه كلّيّه كسانى كه در مقام احراز و پى بردن به مقصود متكلّمين در وقتىكه احتمالا ممكنست از كلام و سخنى كه گفته‌اند خلاف ظاهرش را اراده كرده باشند به كار گرفته مىشوند و مرحوم مصنّف در عباراتى كه نقل و ذكر شد به برخى از آنها اشاره فرموده‌اند كه ما نيز در ذيل با اشاره بموارد جريانشان آنها را مىآوريم : الف : اصالة الحقيقت : اين اصل را در جائى مورد تمسّك قرار مىدهند كه متكلّم لفظى را كه داراى معناى حقيقى و مجازى بوده و مخاطب بهر دو مطّلع و آگاه است منتهى نمىداند كه متكلّم كداميك را اراده نموده استعمال مىنمايند و با اجراء آن مشخّص مىكنند كه مقصود وى معناى حقيقى است نه مجازى . مثلا متكلّمى در طىّ كلماتش گفته است شيرى را ديدم . مخاطب مىداند كه معناى حقيقى اين لفظ همان حيوان درنده معروف بوده و مجازا نيز در شخص دلير و شجاع استعمال مىشود ، حال اگر در اراده هريك از اين دو معنا مردّد و شاكّ باشد به كمك اصالة الحقيقة معلوم مىكند كه مقصود متكلّم همان حيوان درنده است زيرا تا مادامىكه بر خلاف معناى حقيقى قرينه‌اى قائم نشده نمىتوان لفظ را از ظاهرش منصرف و به معناى مجازى حمل كرد . ب : اصالة العموم : اين اصل را در موردى به كار مىبرند كه در كلام متكلّم لفظ عامّى آمده و احتمالا ممكنست به آن تخصيص وارد شده باشد ولى چون تخصيص قطعى و جزمى نيست ازاين‌رو با اصل مزبور اثبات مىكنند كه مراد متكلّم همان عام بوده است . مثلا متكلّمى همچون مولا و آقائى به بنده‌اش امر مىكند كه علماء را احسان و اكرام نما وى مىداند كه علماء افراد كثير و بسيارى دارند و احيانا در بين