تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
بديهى است كه اتيان آن با احتياط مزبور تنافى و موجب طرح آن مىشود . ب : عمل بظنّ مستلزم مخالفت با مقتضاى دليل ديگر نباشد نظير مثالى كه در كتاب نقل شده .

حكم صورت سوّم

و امّا حكم صورت سوّم آنست كه چه در معاملات و چه در عبادات محذورى نداشته و هيچيك از ادلّه چهارگانه كه گذشت در اين فرض جارى نمىباشند . قوله : هو العمل به غير العلم متعبّدا به متديّنا به : ضميرهاى مجرورى در « به » به عمل عود مىكند . قوله : و امّا العمل به من دون تعبّد بمقتضاه : ضمير در « به » و « بمقتضاه » به ظنّ راجع است . قوله : فان كان لرجاء ادراك الواقع : ضمير مستتر در « كان » به عمل راجع مىباشد . قوله : فهو حسن : ضمير « هو » به عمل برجاء ادراك واقع عود مىكند . قوله : ما لم يعارضه احتياط آخر : ضمير منصوبى در « لم يعارضه » به عمل برجاء ادراك واقع عائد است . مرحوم تنكابنى مىفرماين : مقصود از « احتياط » در اينجا احتمال طرف الزامى كه مقابل عمل بظنّ است مىباشد نظير موارد دوران امر بين محذورين همچون موردى كه ظنّ بوجوب بوده و مظنون مردّد بين حرام و واجب باشد كه اخذ باحتمال وجوب با احتياط يعنى ترك عمل از باب اخذ باحتمال حرمت معارض و منافى است . و بهر تقدير احتياط در اينجا به معناى متعارفش كه احراز واقع بطور قطع و جزم باشد نيست . قوله : او لم يثبت من دليل آخر وجوب العمل على خلافه : ضمير در « خلافه » به عمل بظنّ عائد است . قوله : فانّ الاتيان بالفعل محرّم : زيرا با استصحاب حرمت تنافى داشته و ادلّه اعتبار استصحاب وظيفه را در عمل به آن قرار داده‌اند چه در مقابل آن ظنّ غير معتبرى
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 121 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى