اشكال و وهم
اگر اصل اوّلى و قاعده عقلى بتصديق عقلاء اين باشد كه عمل بظنّ جايز نبوده و عامل به آن مورد مذمّت و تقبيح عقلاء قرار مىگيرد پس عمل به احتياط نيز نبايد جايز بوده و شخص محتاط را هم بايد تقبيح و سرزنش نمود درحالىكه نه تنها چنين نيست بلكه احتياط به حكم عقل در همه حال پسنديده بوده و شخص محتاط مورد تحسين و ستايش عقل است .
جواب
مرحوم مصنّف مىفرماين :
عمل بظنّ و تعبّد به اماره غير علمى با مسئله احتياط فرق داشته و تلازمى بين اين دو باب نيست زيرا در عمل بظنّ شخص مكلّف حكم مظنون را مستند بشارع دانسته و باعتماد اينكه دستور و فرمان صادر از او است آن را بجاى مىآورد .
ولى در احتياط چنين نيست بلكه شخص محتاط چون احتمال مىدهد كه شارع چنين تكليفى فرموده لاجرم تكليف محتمل را بعنوان رجاء مىآورد كه اگر در واقع محبوب و مطلوب بوده از عهده آن خارج شده باشد و بين اين دو فرق بسى واضح و آشكار است .
قوله : و هو غلط : ضمير « هو » به توهّم راجع است .
قوله : اذ فرق بين الالتزام بشيء : چنانچه در عمل به ظنّ اينطور است .
قوله : على انّه منه : ضمير منصوبى در « انّه » به شىء راجع بوده و ضمير مجرورى در « منه » به مولى راجع است .
قوله : مع عدم العلم بانّه منه : ضمير در « انّه » به شىء و در « منه » به مولى عود مىكند .
قوله : و بين الالتزام باتيانه : ضمير مجرور در « اتيانه » به شىء راجع بوده و اين عبارت اشاره است به نحوه عمل در احتياط .
قوله : لاحتمال كونه منه : ضمير در « كونه » به شىء و در « منه » به مولى راجع است .