تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
ترجمه : و مثالهاى قطع موضوعى نسبت به غير قاطع بسيار و فراوان است مانند : حكم شارع بر شخص مقلّد در احكام شرعى كه به كسى رجوع نمايد كه علمش از طرق اجتهادى متعارف يعنى از راه كتاب و سنّت و عقل و اجماع حاصل شده باشد نه از مانند علم رمل و جفر چه آنكه علم حاصل از اين قبيل امور گرچه در حقّ خود قاطع حجّت است و براى اعمال خود الزاما به آن عمل مىكند ولى ديگرى حق ندارد كه از وى در آن مسئله تقليد و تبعيّت نمايد . و نيز مثل علمى كه براى مجتهد فاسق يا غير شيعى از طرق متعارف اجتهاد بدست آيد چه آنكه ديگرى نمىتواند از وى تقليد كرده و به آن حكم عمل نمايد و نظير حكم نمودن شارع بر حاكم و قاضى كه به خبر عادل در صورتى عمل كند كه از طريق حسّ آن را تحمّل كرده نه از راه حدس و غير اين موارد از امثال و اشباه اين‌ها . شرح مقصود قوله : و امثلة ذلك : مشار اليه « ذلك » قطع موضوعى است . قوله : اذا علم به من الطّرق الاجتهاديّة الخ : ضمير در « به » حكم شرعى راجع است . قوله : لا من مثل الرّمل و الجفر : علم رمل ( بفتح راء و سكون ميم ) عبارتست از علم نقاط كه به وسيله ريختن آنها و تحصيل چهار شكل بنام امّهات و تكثير آنها به شانزده شكل مطلوب و حكم آن را بدست مىآورند و آنچه از طريق اين علم بدست آيد در صورتى كه قطع و علم باشد براى قاطع حجّت ولى نسبت به ديگران حجّت نيست . و امّا علم جفر : عبارتست از استخراج ضمائر و امور نهانى از طريق حروف و اعداد و علم مستفاد از اين فنّ نيز صرفا در حقّ قاطع حجّت مىباشد . قوله : فانّ القطع الحاصل من هذه : مشار اليه « هذه » طرق غير معهوده مثل رمل و جفر مىباشد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 41 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى