يعنى كسى كه به حكم جهر و اخفات جاهل است اگر نماز جهريّه را آهسته و بالعكس نماز اخفاتيّه را بلند خواند و پس از اتمام نماز حكم مسئله را مطّلع شد اعاده بر او واجب نيست .
و اين حكم چه ربطى دارد به اينكه از آن بتوان تخيير جاهل بين جهر و اخفات را از به دو امر و قبل از شروع در نماز استفاده نمود بلكه بايد گفت :
اساسا اگر جاهل بجاى اخفات جهر و بجاى جهر اخفات كند درحالىكه در حكم آن تردّد داشته باشد نمازش باطلست چه آنكه بر جاهل لازم و فرض است كه به علم و عالم رجوع كند .
اشكال دوّم
ظاهرا جهل در روايت ياد شده غير از جهلى است كه در خنثى مىباشد يعنى مراد از جهل در روايت جهل به حكم است نه جهل بموضوع مانند جهل خنثى .
سؤال
اگر مقصود از جهل ، جهل به حكم باشد نه موضوع پس چطور كسى كه يقين دارد از نمازهاى يوميّهاش يك نماز از او فوت شده ولى معيّنا آن را نمىداند فقهاء فرمودهاند : بر وى لازم است سه نماز به اين شرح بخواند :
يك دو ركعتى بعنوان قضاى صبح كه تكليفش آنست كه آن را بلند بخواند و همچنين يك سه ركعتى بلند بعنوان مغرب و يك چهار ركعتى مردّد بين ظهر ، عصر و عشاء كه در جهر و اخفات آن مخيّر است چون معلوم نيست كداميك از صلوات ثلاثه مىباشد با اينكه جهل بوجوب يا اخفات آن از باب جهل بموضوع است .
جواب
در اينجا چون نصّ و روايت فرموده بر چنين كسى سه نماز بيشتر واجب نيست و وجوب سه نماز مستلزم آنست كه نسبت به نماز چهار ركعتى وصف جهر و
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 324
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٤