تخيير ظاهرى : مقصود از تخيير ظاهرى آنست كه شخص بدون اينكه واقع را نفى كند چون در مقام عمل صحّت هيچيك از دو قول را بطور معيّن و مشخّص احراز ننموده لاجرم مخيّر است بهر كدام كه خواست عمل نمايد منتهى خود مىداند كه حكم در واقع يكى از آن دو بنحو تعيين و مشخّص مىباشد و از آن به تخيير اصولى نيز ياد شده است همچون كلّيّه اصول عمليّه نظير برائت ، استصحاب و احتياط .
تخيير واقعى : آنست كه بگوئيم اساسا حكم در واقع و لوح محفوظ بنحو تخيير جعل شده همچون تخيير بين گفتن يك تسبيحات اربعه و سه بار خواندن و از آن به تخيير فقهى نام مىبرند .
مؤلّف گويد :
همانطورىكه اشاره شد تخيير ظاهرى مستلزم مخالفت علم تفصيلى نيست همانطورىكه كلّيّه اصول همين حكم را دارند ولى تخيير واقعى بدون شكّ و ترديد در امثال مورد بحث با مخالفت علم تفصيلى ملازم و مقارن است .
متن : و منها حكم بعض بجواز ارتكاب كلا المشتبهين فى الشّبهة المحصورة دفعة او تدريجا ، فانّه قد يؤدّى الى العلم التّفصيلى بالحرمة او النّجاسة كما لو اشترى بالمشتبهين بالميتة جارية ، فانّا نعلم تفصيلا بطلان البيع فى تمام الجارية لكون بعض ثمنها ميتة ، فنعلم تفصيلا بحرمة وطيها مع انّ القائل بجواز الارتكاب لم يظهر من كلامه اخراج هذه الصّورة .
ترجمه : مورد ديگر
و ديگر از موارد مزبور آنست كه برخى از فقهاء فرمودهاند :
در شبهه محصوره ارتكاب هر دو محتمل مشتبه ، جايز است اعمّ از آنكه هر دو را دفعتا و يك جا مرتكب شود يا بتدريج اتيان كند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 253
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٣