در اين قبيل امور موجب اين مىشود كه شخص در معرض هلاكت دائمى و عذاب هميشگى قرار گيرد .
و در مواضع متعدّد به اين مطلب اشاره شده و از حضرات ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين از تفكّر و فرورفتن در مسئله قضا و قدر و امثال آن نهى نمودهاند و نيز بسيار ديده شده كه اصحابشان را از مجادله نمودن در مسائل كلامى نهى و زجر مىفرمودند و اين خود نمونهاى است بارز بر مبغوض بودن انغمار در مسائل اصول دين از طريق مقدّمات عقلى .
ولى مىتوان گفت از برخى اخبار اينطور ظاهر مىشود كه وجه در نهى از مجادله مزبور نه بخاطر مبغوض بودن خوض در اين قبيل مسائل از طريق مقدّمات عقلى است تا بتوان به آن استشهاد نمود بلكه جهتش اين بوده كه شخص منهى چهبسا در فنّ كلام و جدل مهارت چندانى نداشته ازاينرو در معرض مفحم شدن قرار مىگرفت و اين امر چهبسا باعث تشجيع مخالفين شده و منجر به سست جلوه كردن مطلب حقّ در نظر اهل خلاف مىشده لذا اين قبيل اشخاص را مورد نهى و زجر قرار مىدادهاند .
بنابراين به اين اخبار نمىتوان جهت اثبات مدّعى استشهاد نمود .
شرح مقصود
قوله : و اوجب من ذلك : مشاراليه « ذلك » خوض در مقدّمات عقلى جهت استنباط مناطات احكام مىباشد .
قوله : ترك الخوض فى المطالب العقليّة النّظريّة الخ : مرحوم شارح كبير از برخى اعلام تحقيقى در اين مقام نقل فرموده كه اجمالا آن را در اينجا مىنگاريم :
وى مىفرماين :
مخفى نماند كه وجوب ترك خوض در مطالب عقلى جهت ادراك امور مربوط باصول دين براى برخى از مشايخ عصر ما محلّ تأمّل و نظر است زيرا مسائل اصول دين به دو صنف تقسيم مىشوند :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٥