تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ترجمه :

انتقاد دوّم

مرحوم مصنّف در انتقاد دوّم مىفرماين : بسى جاى شگفت و تعجّب است از آنچه مرحوم بحرانى در مقام ترجيح موقع تعارض دليل عقلى با نقلى ذكر فرموده زيرا : اوّلا : چطور و چگونه در تعارض دو دليل قطعى ترجيح تصوّر نموده . و ثانيا : بفرض تصوير آن بچه دليل ترجيح مزبور را ذكر فرموده است . شرح مقصود حاصل مقصود مرحوم مصنّف از انتقاد دوّم اينست كه وقتى فرض نموديم دو دليل هر دو قطع‌آور هستند چگونه ممكنست يكى را بر ديگرى ترجيح داد با اينكه فوق قطع حالت ديگرى نيست كه مرجّح ( بكسر جيم ) مرجّح ( بفتح جيم ) را به آن رتبه برساند و در نتيجه بر دليل مرجوح مقدّم گردد . و بفرض صحّت ترجيح چه دليلى بر تقديم مزبور وجود دارد و چطور مىتوان گفت در صورتى كه دو دليل عقلى قطعى با هم تعارض نمودند اگر احد المتعارضين به وسيله دليل نقلى تأييد شد آن را بر ديگرى ترجيح مىدهيم . مؤلّف گويد : ممكنست بگوئيم مقصود مرحوم بحرانى از تعارض بين دو دليل عقلى قطعى و ترجيح مؤيّد بالنّقلى بر ديگرى اين باشد : اوّلا منظور از دو دليل قطعى آنست كه هركدام مقتضى ايجاد قطع در شخص مىباشند و به عبارت ديگر قطعى بودنشان شأنى است نه فعلى به اين معنا كه اگر هريك مبتلا بمعارض نبوده و خود به تنهائى قائم شده بودند موجب حصول قطع مىشدند . ثانيا چه اشكالى دارد كه دو دليل شأنى وقتى با هم تعارض نمودند به واسطه مرجّح يكى به مرحله فعلى برسد و ديگرى چون واجد آن نيست در همان مرتبه شأنى بماند و تصوير اين معنى بسى سهل و آسان است .