اشكال
اگر اشكال كنى : پس شما عقل را از حكم نمودن در اصول و فروع منعزل نموديد آيا براى آن جهت حكم نمودن در مسألهاى از مسائل جائى باقى مىماند .
جواب
در جواب مىگويم : امّا مسائل بديهى صرفا تعلّق بعقل دارد و حاكم مستقلّ در آنها او مىباشد ، و امّا مسائل نظرى :
پس اگر نقل با عقل توافق داشت و همچون آن حكم نمود در وقت تعارض بين اين حكم عقلى با نقل تنها حكم عقل را بر نقل مزبور مقدّم مىدارند .
و امّا اگر عقل با نقل تعارض نمود بدون اينكه نقل ديگرى موافق عقل باشد در اينجا از نظر ما شكّى نيست كه نقل معارض را بر عقل مقدّم كرده و اساسا به حكم عقلى هيچ التفات و توجّهى نبايد نمود .
سپس فرموده :
و اين اصل و قاعده مسلّمى است كه برآن مسائل بسيارى مبتنى مىباشد .
و پس از آن پارهاى از مسائل متفرّع و مبتنى را نقل نموده است .
شرح مقصود
قوله : و المستفاد من كلامه الخ : اين عبارت مستفاد از كلام حاكى يعنى مرحوم شيخ محمّد تقى است كه تا « و قد استحسن » از فرموده ايشان بوده و مرحوم مصنّف آن را نقل فرمودهاند .
و حاصل مقصود امين استرآبادى طبق استفاده مرحوم شيخ محمّد تقى اينست كه احكام عقلى و ادراكات آن در غير محسوسات و نيز غير مسائلى كه مقدّماتش به احساس نزديك است حجّت نمىباشد .
البتّه مشروط به اينكه عقول برآن با هم توافق نداشته باشند يعنى از ضروريّات نباشد .
قوله : و ما يكون مباديه : يعنى و فى غير ما يكون مباديه الخ .