تقريب استدلال به روايات مذكوره
تقريب دلالت مثل اين اخبار بر استصحاب اينست كه بگوئيم :
غايت در اين روايات براى بيان استمرار حكمى است كه در واقع براى موضوع ثابت مىباشد همچون طهارت و حلّيّت كه تا مادامىكه علم بعارض شدن ضدّ يا نقيض آنها حاصل نشده ظاهرا محكوم ببقاء و استمرار مىباشند بنابراين ثبوت طهارت و حلّيّت واقعى براى تمام اشياء امرى است متيقّن و قطعى و در صورت شكّ و احتمال عروض ضدّ آنها يعنى نجاست و حرمت موضوع مورد حكم محكوم به طهارت و حلّيّت ظاهرى است تا وقتىكه علم بنقيض و يا ضدّ حاصل گردد بنابراين دلالت آنها بر استصحاب ظاهر و واضح است .
و معنا ندارد بگوئيم غايت در اين روايات براى تحديد موضوع بوده و مدلولش آنست كه :
تمام آبها در فرض مشكوك الطّهارة و النّجاسة بودن طاهر و همه اشياء در ظرف شكّ در حلّيّت و حرمتشان حلال و مباح مىباشند ، تا در نتيجه از اين روايات قاعده طهارت و حلّيّت كه حكم شىء مشكوك را بيان مىكنند استفاده گردد .
و دليل ما بر اين گفتار آنست كه :
مغيّا در اين اخبار در مقام بيان حكم اشياء به ملاحظه عناوين اوّليّهاى كه دارند بوده نه به ملاحظه آنكه حكمشان مشكوك مىباشد تا قاعده طهارت و حلّيّت از آنها استفاده گردد .
تحرير و شرح
و حاصل تقريب دلالت اين اخبار بر استصحاب آنست كه بگوئيم :