قوله : بعناوينها : يعنى عناوين اوّليّهاى كه دارند .
متن : فهو و ان لم يكن له بنفسه مساس بذيل القاعدة و لا الاستصحاب الّا انّه بغايته دلّ على الاستصحاب حيث انّها ظاهرة فى استمرار ذاك الحكم الواقعى ظاهرا ما لم يعلم بطروّ ضدّه او نقيضه كما انّه لو صار مغيّا لغاية مثل الملاقاة بالنّجاسة او ما يوجب الحرمة لدلّ على استمرار ذاك الحكم واقعا و لم يكن له حينئذ بنفسه و لا بغايته دلالة على الاستصحاب .
ترجمه :
دنباله تقريب استدلال به احاديث مذكور بر استصحاب
سپس مرحوم مصنّف در تعقيب عبارات گذشته مىفرماين :
پس مغيّا در اين احاديث اگرچه فى حدّ نفسه نه قاعده طهارت و حلّيّت را بيان نموده و نه استصحاب را ولى به ملاحظه غايتى كه در آنها است مىتوان استصحاب را استفاده كرد چه آنكه ظاهر غايت دلالت دارد بر استمرار حكم واقعى ثابت بر اشياء بحسب ظاهر تا زمانى كه علم بخلاف آن حاصل شود و اين معنا مفاد قاعده استصحاب مىباشد چنانچه اگر مغيّاى مذكور در اين روايات را مغيّا براى غايتى همچون « ملاقات با نجاست » يا « ما يوجب الحرمة » قرار داده و مثلا بگوئيم :
كلّ شىء حلال حتّى ما يوجب حرمته . يا : كلّ شىء طاهر حتّى يلاقى بالنّجاسة .
چنانچه برخى از روايات احيانا چنين مضمونى را دارند در اين فرض كلام بر استمرار اين حكم در واقع دلالت داشته و ديگر نه باعتبار مغيّا و نه غايت بر استصحاب دلالتى ندارد زيرا بحسب فرض حديث صرفا حكم واقعى شىء را بيان نموده بدون تعرّض آن نسبت به زمان شكّ .