تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 859

مساهمون:

ص٨٥٩
طهارت متيقّنه شكّ نمايد مقتضاى استصحاب بقاء طهارت اينست كه طهارت برايش محرز بوده و با اين استصحاب مىتواند به نماز داخل شود ازاين‌رو لازم نيست طهارتش را اعاده كند اگرچه بعد از خواندن نماز بر او كشف شود كه نماز را در لباس نجس خوانده است به اين معنا چون در ابتداء و حال نماز شرط كه احراز طهارت باشد برايش حاصل بوده اين نماز صحيح است و لو بعد از نماز علم پيدا كند كه لباس وى متنجّس بوده چنانچه اگر بعد از كشف و اطّلاع بر نجاست جامه‌اش بخواهد نمازى را كه خوانده اعاده كند نفس اعاده كاشف است از اينكه يقين را مىتوان به شكّ نقض نمود و به عبارت ديگر : جواز اعاده كشف از حجّت نبودن استصحابى كه در حين خواندن نماز داشته مىنمايد پس صحيح است امام عليه السّلام علّت عدم اعاده را نقض يقين بشكّ قرار دهند . تحرير و شرح قوله : حين الالتفات : اين قيد براى احتراز از صورتى است كه مكلّف در حال غفلت از طهارت نمازش را بخواند و بعد از نماز يقين پيدا كند كه جامه‌اش در وقت نماز متنجّس بوده است كه در اين فرض اگرچه احراز طهارت شرط بوده نه نفس طهارت واقعى نماز باطل است چون شرط يعنى احراز طهارت با فرض غفلت حاصل نبوده است . قوله : لانفسها : يعنى نفس طهارت . قوله : عدم اعادتها : يعنى عدم اعاده نماز . قوله : و لو انكشف وقوعها فى النّجاسة بعدها : ضمير در « وقوعها » به صلاة راجع بوده و ظرف يعنى « بعدها » متعلّق است به « انكشف » . قوله : و عدم حجّيّة الاستصحاب حالها : يعنى حال الصّلاة .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 859 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى