ترجمه :
فصل مبحث تقليد
تقليد عبارتست از اخذ قول و رأى ديگرى يا به منظور عمل نمودن به آن در مسائل فرعيّه و يا به جهت التزام به آن در اعتقاديّات بدون اينكه از غير دليلى بر رأى و قولش مطالبه نمايند .
مخفى نماند كه تفسير تقليد به نفس عمل است يعنى بگوئيم :
تقليد عبارتست از عمل نمودن بقول غير .
وجهى ندارد زيرا بديهى است قبل از عمل اخذ و اعتقاد مىباشد چه آنكه عمل بدون اعتقاد و التزام اصلا تقليد به حساب نمىآيد .
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
معلوم باشد كه جواز تقليد و رجوع جاهل بعالم اجمالا از امور بديهى و فطرى بوده كه نيازى به اقامه دليل ندارد چه آنكه اگر آن را از مسائل نظرى و برهانى بدانيم لازمهاش اينست كه غالبا باب علم بجواز تقليد بر عامى منسدّ باشد اعمّ از آنكه عامى ، عامى محض بوده يا داراى معلومات و اطّلاعاتى كه به سرحدّ اجتهاد نرسيده داشته باشد .
و دليل اين گفتار آنست كه :
شخص عامى به معناى مذكور از اطّلاع بر ادلّهاى كه در كتاب و سنّت بر جواز آن دلالت دارند عاجز است پس از راه اقامه دليل و برهان نمىتواند به آن برسد و از طرف ديگر مسئله تقليد از مسائلى نيست كه شخص در آن بتواند مقلّد ديگرى باشد و به فتواى او از غير تقليد نمايد .
و دليل بر اينكه مسئله تقليد از امور قابل تقليد نيست اينست كه :
اگر آن را از امور تقليدى بدانيم يا دور لازم آمده و يا تسلسل زيرا اين مسئله بحسب فرض از مسائل مشكوكه محسوب مىشود حال اگر جواز رجوع به فتواى ديگرى در جميع مسائل كه از جمله آنها مسئله تقليد است به