برخى از علماء فرمودهاند تعدّى از آنها جايز است و دليل آن اينست كه :
ترجيح دادن به مثل اصدقيّت و اوثقيّت و نظر اينها بخاطر آنست كه اين امور دلالت دارند مناط در ترجيح اقرب بودن دليل راجح بواقع مىباشد ، بنابراين هر امتيازى كه اين معنا از آن استفاده شود لازم است مورد عمل قرار گيرد .
و نيز دليل ديگر آنكه :
در برخى از اخبار اين باب آمده است :
اخذ به مشهور لازم و واجب است .
و علّت آن را اين معرّفى نموده كه در مشهور شكّ و تحيّرى نمىباشد .
از اين تعليل مىتوان استظهار نمود كه علّت اخذ بمشهور آنست كه اين خبر نسبت به معارضش ريب و شكّى ندارد اگرچه در آن فى حدّ نفسه هزار ريب و ترديد موجود باشد ، بنابراين هر امتيازى كه چنين بوده اخذ به آن لازم است .
دليل سوّم آنكه در بعضى از اين اخبار آمده است :
اخذ به مشهورش علّتش آنست كه رشد و هدايت در مخالفت با اهل سنّت است .
طبق اين تعليل از هر مرجّح و امتيازى رشد و هدايت را كشف كنيم بايد آن را مورد عمل قرار دهيم .
تحرير و شرح
قوله : يقتصر فيه على المرجّحات المخصوصة : ضمير در « فيه » به ترجيح راجع است .
قوله : فى التّرجيح بها : ضمير در « بها » به اوثقيّت و اصدقيّت راجع
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1179
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٧٩