قرعه اگرچه اماره است و على القاعده همچون امارات ديگر مىبايد بر استصحاب وارد باشد ولى در عين حال مىگوئيم در صورتى قرعه بر استصحاب وارد است كه موضوعش بعنوان اوّلى و واقعى مجهول الحكم باشد چه آنكه در اين فرض مانند امارات ديگر به صرف جهل به حكم مورد از حيث عنوان واقعى حجّت مىباشد و وقتى حجّت بود البتّه موضوع استصحاب به واسطهاش مرتفع گشته و بدين ترتيب بر استصحاب وارد مىگردد .
امّا اگر موضوعش مجهول الحكم بوده نه بعنوان اوّلى و واقعى بلكه به لحاظ هر عنوانى كه اعتبار گردد اگرچه عنوان مثل نقض يقين بشكّ باشد البتّه استصحاب برآن وارد مىگردد و موضوعش بمجرّد صدق عنوان نقض يقين بشكّ مرتفع مىشود .
بنابراين هيچ اشكالى ندارد كه در فرض دوران بين رفع يد از دليل قرعه و دليل استصحاب از دليل قرعه صرفنظر نمائيم زيرا عموم آن سست و بىاساس بوده بخلاف عموم دليل استصحاب كه داراى قوّت و متانت مىباشد چنانچه عنقريب به آن اشاره نموديم .
تحرير و شرح
قوله : الّا انّه ليس منها الخ : ضمير در « انّه » به مشكوك و در « منها » به عناوين مشكل و مجهول مشتبه راجع است .
و حاصل مراد آنست كه :
در صورت عدم صدق عنوان نقض يقين بشكّ البتّه بدليل قرعه مىبايد به اين قاعده عمل نمود ولى اگر عنوان نقض يقين بشكّ برآن صدق كرد ديگر عناوين مذكور صدق نكرده و جائى براى تمسّك به قرعه نمىباشد .
و به عبارت ديگر :
دليل استصحاب بر دليل قرعه وارد مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1122
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٢٢