متن : و الاستدلال عليه باستحالة انتقال العرض الى موضوع آخر لتقوّمه بالموضوع و تشخّصه به .
غريب ، بداهة انّ استحالته حقيقة غير مستلزم لاستحالته تعبّدا و الالتزام بآثاره شرعا .
ترجمه : برخى از اصوليّون براى اعتبار بقاء موضوع اينطور استدلال نمودهاند :
در صورتى كه موضوع بقايش محرز نباشد استصحاب حكم از قبيل حكم بانتقال عرض از موضوعى بموضوع ديگر مىباشد و اين معنا مستحيل و غيرممكنست چه آنكه حكم تقوّمش بموضوع بوده و به واسطه آن تشخّص پيدا مىكند .
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اين استدلال غريب و بعيد است زيرا قبول داريم كه انتقال عرض از موضوعى بموضوع ديگر مستحيل است ولى در عين حال مىگوئيم :
اين استحاله حقيقتا بوده نه تعبّدا و بديهى است كه استحاله حقيقى مستلزم آن نيست كه در صورت تعبّد و التزام بآثار شرعى موضوع نيز استحاله پيش بيايد .
تحرير و شرح
مرحوم شيخ اعظم عطّر اللّه مرقده در مقام استدلال بر اشتراط بقاء موضوع فرمودهاند :
دليل بر اعتبار اين شرط واضح و روشن است زيرا اگر بقاء موضوع در قضيّه لاحقه و مشكوكه محرز و معلوم نباشد و معذلك بخواهيم حكم را كه عارض بر موضوع بوده و تقوّم و تشخّصش به آنست استصحاب نمائيم از دو حال خارج نيست :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1081
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٨١