ترتيب جارى نمىگردد .
قوله : قائمة بنفسه المقدّسة : اين عبارت اشاره است به اينكه نبوّت صفت است براى نفس كه به واسطه كمال و طى مدارج عاليه به آن متّصف مىگردد نه از امور مجعوله و اعطائى .
قوله : و اليقين بنسخ شريعته : كلمه « اليقين » معطوف است به « عدم الشّكّ » يعنى و لليقين بنسخ شريعته .
قوله : و الّا لم يكن بمسلم : يعنى و اگر مسلمان يقين بنسخ شريعت موسى نداشته باشد اساسا مسلمان نيست .
قوله : مع انّه لا يكاد يلزم به : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و در « يلزم » به مسلمان عود كرده و در « به » باستصحاب برمىگردد و اين عبارت اشاره است به دليل دوّم بر اينكه كتابى با استصحاب نبوّت موسى عليه السّلام نمىتواند مسلمان را ملزم به آن كند و حاصلش آنست كه :
اساسا تمسّك باستصحاب زمانى موجب الزام خصم مىشود كه وى خود اعتراف نمايد نسبت بمستصحب قبلا يقين داشته و اكنون در بقايش شكّ دارد ولى در موردى كه طرف مقابل به چنين معنائى معترف نبوده اگرچه بحسب واقع امر همينطور باشد على الظّاهر نمىتوان با استصحاب او را ملزم نمود .
قوله : و لا اقناعا : يعنى لا موقع لتشبّث الكتابى باستصحاب نبوّة موسى لا الزاما و لا اقناعا .
قوله : للزوم معرفة النّبىّ الخ : حاصل مراد اينست كه :
بفرض قبول كنيم كه مسلمان در بقاء نبوّت موسى شكّ داشته باشد و بدين ترتيب كتابى بتواند آن را استصحاب كند ولى بايد بگوئيم :
نبوّت از امورى است كه به حكم عقل مكلّف بايد نسبت بحالات و معجزات نبىّ علم و معرفت داشته تا بحصول آن معتقد باشد و بدين ترتيب
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1061
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٦١