فيه او قبله .
و حيث شكّ فى انّ ايّهما مقدّم و ايّهما مؤخّر لم يحرز اتّصال زمان الشّكّ به زمان اليقين و معه لا مجال للاستصحاب حيث لم يحرز معه كون رفع اليد عن اليقين بعدم حدوثه بهذا الشّكّ من نقض اليقين بالشّكّ .
ترجمه :
خلاصه كلام
و خلاصه كلام آنكه بعد از آن و زمانى كه پيش از زمان يقين بحدوث احد الحادثين باشد دو زمان وجود دارد :
الف : زمان حدوث يكى از دو حادث .
ب : زمان حدوث حادث ديگر و ثبوتش كه ظرف است براى شك در اينكه حادث مزبور در آن زمان حادث شده و يا قبلش تحقّق يافته .
و چون شكّ داريم كه كدام مقدّم و كداميك مؤخّر هستند لاجرم اتّصال زمان شكّ به زمان يقين براى ما محرز نيست و با اين وصف جائى براى استصحاب وجود ندارد زيرا در چنين فرضى اگر از يقين بعدم حدوث رفع يد كنيم و به واسطه شكّ از آن چشم بپوشيم معلوم نيست كه به آن نقض يقين بشكّ صادق باشد .
تحرير و شرح
قوله : كان بعد ذاك الآن : مقصود از « ذاك الآن » روز پنجشنبه است كه در مثال ذكر نموديم .
قوله : قبل زمان اليقين بحدوث احدهما : مقصود از « زمان اليقين الخ » روز جمعه بوده كه يقينا موت والد يا ولد در آن واقع و حادث شده است .
قوله : احدهما زمان حدوثه : يعنى حدوث احد الحادثين .
قوله : و ثبوته : معطوف است به « حدوث الآخر » و ضمير مجرورى به « الآخر » راجع است .