تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1030

مساهمون:

ص١٠٣٠
عدم موت پدر . قوله : فى آن قبل زمان اليقين بحدوث احدهما : يعنى قبل از حدوث مرگ فرزند بعدم موت پدر يقين داشتيم ولى در عين حال نمىتوانيم اين عدم را استصحاب كنيم زيرا زمان اين يقين بايد به زمان شكّ در بقاء متّصل باشد درحالىكه احتمال مىدهيم پس از يقين مزبور و قبل از حدوث شكّ مرگ فرزند حادث شده باشد به‌طورى كه حدوث مرگ فرزند متّصل به زمان يقين شده و بدين ترتيب زمان يقين با زمان شكّ از هم منفصل شده باشند ، بنابراين مقصود از « آن قبل » همان آن و زمانى است كه بعدم حدوث مرگ هر دو يقين داشتيم . توضيح اگر به مرگ پدر و فرزندى يقين داشته منتهى متقدّم و متأخّر براى ما معلوم و مشخّص نباشد در اين فرض سه آن و لحظه وجود دارد : آن اوّل را روز پنجشنبه فرض مىكنيم كه در آن روز هر دو زنده بوده و ما به آن يقين داشتيم . آن دوّم را روز جمعه قرار مىدهيم كه در آن روز به مرگ يكى از آن دو قطع داريم . آن سوّم روز شنبه است كه در آن مرگ ديگرى واقع شده و در ضمن اين روز زمانى است كه قطعا هر دو فوت كرده‌اند . اين سه زمان بالتّفصيل براى ما معلوم و مشخّص مىباشند منتهى دو زمان مجمل و مردّد است : الف : زمان مرگ پدر كه احتمالا ممكنست جمعه بوده يا شنبه باشد . ب : زمان موت فرزند كه آن نيز احتمال وقوع در جمعه يا شنبه را دارد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1030 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى