قوله : ممّا كان محمولا عليه : يعنى على المستصحب .
قوله : كسواده او بياضه : ضمائر مجرورى به مستصحب برمىگردند .
متن : و ذلك لانّ الطّبيعى انّما يوجد به عين وجود فرده كما انّ العرضىّ كالملكيّة او الغصبيّة و نحوهما لا وجود له الّا بمعنى وجود منشا انتزاعه ، فالفرد او منشا الانتزاع فى الخارج هو عين ما رتّب عليه الاثر لا شىء آخر ، فاستصحابه لترتيبه لا يكون بمثبت كما توهّم .
ترجمه :
دليل بر بودن اثر در هر دو فرض براى نفس مستصحب
سپس مرحوم مصنّف در مقام اثبات اين امر كه اثر در هر دو فرض براى مستصحب است مىفرماين :
و دليل آن اينست كه كلّى و عنوان طبيعى وجودش به عين وجود فرد بوده همانطورىكه عرضى مانند ملكيت يا غصبيّت و امثال اين دو وجودى غير از وجود منشا انتزاعشان ندارند ، بنابراين فرد يا منشا انتزاع در خارج عين چيزى است كه اثر برآن مترتّب مىگردد نه آنكه امر ديگرى باشند ازاينرو استصحاب اين دو براى مترتّب ساختن اثر ياد شده از قبيل اصل مثبت نمىباشد و اين توهّمى كه در اين مقام شده صحيح نيست .
تحرير و شرح
قوله : لانّ الطّبيعى انّما يوجد به عين وجود فرده : چه آنكه در محلّش ( علم ميزان ) ثابت شده كلّى طبيعى در خارج وجودش همان وجود افرادش بوده و ماوراء آنها وجود ديگرى ندارد .
قوله : كما انّ العرضى كالملكيّة او الغصبيّة : مقصود مرحوم مصنّف از « عرضى » در اينجا امر انتزاعى است چه آنكه ملكيّت از ملك و غصبيّت از