سپس در مقام انتقاد و اشكال مىفرمايد :
ولى اين اشكال مندفع است زيرا اگرچه اخبار نامبرده متواتر لفظى يا معنوى نيستند ولى همانطورىكه قبلا گفتيم از تواتر اجمالى برخوردار مىباشند چه آنكه بالضّروره علم اجمالى داريم كه برخى از اين احاديث از ائمّه عليهم السّلام صادر شدهاند و مقتضاى اين بيان البتّه اگرچه اينست كه صرفا خبرى كه دلالت بر حجّيّت احاديثى كه اخصّ مضامين را دارند معتبر مىباشد و آن عبارتست از قول ثقه و خبر عادل ولى در عين حال مىتوان از آن تعدّى كرده و با اين اخبار خبرى كه بر حجّيّت اعمّ از اين مضمون دلالت دارد را نيز معتبر قرار داد .
تحرير و شرح
قوله : و ان كانت طوائف كثيرة : زيرا بعضى از آنها بر حجّيّت قول عادل و برخى بر اعتبار قول ثقه و دستهاى ديگر بر معتبر بودن خبر شيعه و پارهاى ديگر خبر عادل ثقه را معتبر قرار دادهاند .
قوله : الّا انّه يشكل الاستدلال بها : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و در « بها » به اخبار مذكور عود مىكند .
قوله : غير متّفقة على لفظ : يعنى تواتر لفظى ندارند .
قوله : و لا على معنى : يعنى متواتر معنوى نيستند .
قوله : و لكنّه مندفع : ضمير در « لكنّه » به اشكال مذكور راجع است .
قوله : بانّها و ان كانت كذلك : ضمائر مؤنّث به اخبار مزبور عود مىكند و مراد از « كذلك » متواتر نبودن بحسب لفظ و معنا مىباشد .
قوله : ضرورة انّه يعلم اجمالا : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : بصدور بعضها منهم عليه السّلام : ضمير در « بعضها » به اخبار