تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
نيست بلكه از حجّيّت سنّت سخن رانده مىشود كه در صورت اثبات حجّيّت البتّه لازمه آن نيز ثبوت سنّت است و جاى ترديد و شبهه نيست كه ملاك و مناطى كه به واسطه‌اش مسأله‌اى را مىتوان از مسائل علم اصول قرار داد آنست كه نفس مبحوث عنه از عوارض موضوع باشد نه لازمه آن پس مجرّد اينكه ثبوت از عوارض سنّت است فائده‌اى ندارد و آن را نمىتوان مصحّح اصولى بودن مسئله حجّيّت خبر واحد قرار داد بلكه زمانى اين مسئله را بايد در عداد اين‌گونه مسائل دانست كه نفس مبحوث عنه يعنى حجّيّت از عوارض سنّت محسوب گردد و آن هم كه گفتيم از عوارض سنّت نبوده بلكه از حالات سنّت مشكوكه مىباشد . قوله : حجّيّة الخبر الواحد فى الجملة : مقصود از « خبر واحد » خبرى است كه علم به صدورش نباشد چه آنكه خبر قطعى الصّدور از محل صحبت حضرات خارج بوده و جملگى آن را حجّيّت مىدانند ، بنابراين خبرى كه سندش قطعى نيست محلّ صحبت و گفتگو است ازاين‌رو اگر به حجّيّت آن قائل شديم معنايش اينست كه مشكوك الصّدور همچون معلوم الصّدور معتبر بوده و آثارى كه برآن مترتّب است بر اين نيز بار مىشود . قوله : صحّة وقوع نتيجة المسألة فى طريق الاستنباط : مقصود استنباط احكام كلّيّه‌اى است كه وظيفه مجتهد بوده نه احكام شخصيّه و جزئيّه‌اى كه هر عامّى و غير مجتهدى موظّف به آن مىباشد . قوله : و لو لم يكن البحث فيها : ضمير در « فيها » به مسائل اصوليّه عود مىكند . قوله : و عليه لا يكاد الخ : ضمير در « عليه » به مشهور در السنه فحول عود مىكند . قوله : حجّيّة الخبر الحاكى عنها : ضمير در « عنها » به ادلّه عود مىكند . قوله : كما لا يكاد يفيد عليه : ضمير در « عليه » به مشهور در السنه فحول