تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
ولى همان‌طورىكه قبلا گفتيم موضوع علم اصول منحصر در چهار دليل مذكور نمىباشد ؟ ؟ ؟ هرچه در استنباط احكام فقهى دخيل باشد موضوع اين علم بوده بدون اينكه بتوان آن را در شىء معيّن و خاصّى محدود نمود ازاين‌رو بايد بگوئيم : مسئله حجّيّت خبر واحد نيز چون از عوارض و احوال شىء است كه در استنباط و استخراج احكام شرع مبين دخالت دارد لاجرم مسئله اصولى است بدون اينكه در اثبات مسئله اصولى بودنش ؟ ؟ ؟ به تكلّف و مشقّتى باشد چنانچه حضرات و مشهور از علماء در اين رابطه به زحمت و تحمّل مشقّت افتاده‌اند چه آنكه وقتى موضوع علم اصول را خصوص ادلّه چهارگانه دانستيم لاجرم به مسأله‌اى مىتوان مسئله اصولى گفت كه از عوارض آنها باشد درحالىكه مسئله حجّيّت خبر واحد از عوارض و حالات هيچ‌كدام از ادلّه اربعه حتّى سنّت نمىباشد ازاين‌رو حضرات درصدد اثبات اين معنا برآمده و گفته‌اند : سنّت مسلّما دليل است و در مسئله خبر واحد ما از دليليّت و حجّيّت آن بحث مىكنيم و بحث از دليليّت خود از جمله ابحاث مربوط به احوال دليل مىباشد . و نيز سنّت يعنى قول و تقرير و فعل معصوم عليه السّلام و به همين معنا يكى از ادلّه اربعه مىباشد و جاى ترديد نيست كه در مسئله خبر واحد از اين صحبت مىكنيم كه آيا فعل يا تقرير و يا قول امام عليه السّلام به خبر واحد ثابت مىشود يا ثابت نمىگردد و ثبوت دليل خود از حالات دليل محسوب مىشود . مرحوم مصنّف مىفرمايد : هيچ‌يك از اين دو تقرير براى اصولى بودن مسئله خبر واحد كافى و وافى نيست .