نفرى علماء مثلا و اتّفاقشان در رأى امام معصوم نيز در بين آنها مىباشد به اين معنا كه يك نفر از ايشان حتما آن جناب است اگرچه به تفصيل يعنى عينا و شخصا براى وى معلوم نيست كه كداميك از آنها مىباشد ، بنابراين وقتى دليل فتواى خود را اجماع اين صد يا دويست نفر قرار مىدهد جهتش همان است كه امام عليه السّلام بطور قطع در بين آنها است و اين طريقه را اصطلاحا اجماع دخولى مىگويند .
2 - حاكى اجماع از كسانى است كه مىگويد وقتى تمام علماء و ارباب فتوى در مسألهاى اتّفاق كردند عقل حكم مىكند به اينكه لطف مقتضى است اگر معصوم عليه السّلام با ايشان مخالف بوده القاء خلاف كند تا بدين ترتيب امّت باشتباه نيفتند فلذا وقتى رأى مخالفى با اجماع به نظر نمىآيد كشف مىكنيم كه بالقطع و اليقين امام عليه السّلام با ايشان موافقند .
اين طريقه را اصطلاحا اجماع لطفى خوانند .
3 - حاكى اجماع از كسانى است كه معتقد مىباشند زمانى كه تمام علماء و ارباب فتوى در مسألهاى اجماع نمودند عادتا امام عليه السّلام نيز با آنها توافق دارند چه آنكه غالبا اينطور مىباشد ، اين طريقه را اصطلاحا اجماع حدسى گويند كه مدركش عادت مىباشد .
4 - ناقل اجماع معتقد است وقتى جمله علماء در مسألهاى اتّفاق كردند بحسب اتّفاق امام عليه السّلام نيز با آنها موافقت دارند ازاينرو از اجماع علماء رأى امام عليه السّلام نيز حدس زده مىشود اين طريقه را نيز اصطلاحا اجماع حدس گويند منتهى مدركش اتّفاق است .
5 - ناقل اجماع از كسانى است كه حضورا محضر امام معصوم را درك كرده و خدمتش مشرّف گشته و رأى آن جناب را از خود آن حضرت شنيده منتهى به جهتى از جهات در مقام نقل دليل تصريح بنام امام عليه السّلام نكرده بلكه به لفظ اجماع تعبير مىكند و اين اجماع را اجماع تشرّفى گويند
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٧