چنانچه به اين معنا در كلام برخى از متأخّرين شيعه تصريح شده و تعويل و اعتماد ما نيز بر همين قول مىباشد .
چه آنكه در صحيحه فضيل آمده است : وقتى محضر معصوم عليه السّلام عرض نمود :
انّ النّاس يقولون : انّ القرآن نزل على سبعة احرف .
قال : كذب اعداء اللّه و لكنّه نزل به حرف واحد عند الواحد .
و غير اين حديث از احاديث ديگر كه مانند آن مىباشد .
امر دوّم جواز استدلال به هريك از قراءات هفتگانه
برخى از علماء چنين پنداشتهاند از نصوصى كه ما را ارجاع به قرآن دادهاند مىتوان استفاده كرد كه به هريك از قرائت استدلال نمودن جايز است نظير فرموده مولانا الصّادق عليه الصّلاة و السّلام در خبر سالم بن ابى سلمه :
اقرأ كما يقرأ النّاس .
ولى اين استدلال صحيح نيست زيرا فرق است بين دليلى كه استدلال به قرآن را تجويز مىكند و اين دليل كه قرائت به آن را اجازه داده .
امر سوّم معامله نمودن با هريك از قراءات همان معاملهاى كه با خبر در احكام مىتوان نمود
مقصود اينست كه : به همان نحو كه خبر را حجّت دانسته و بين دو روايت متعارض قواعد باب تعارض را جارى مىكنيم و نيز ساير احكام مربوط