تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
تعبّدا و اشكال سابق الذّكر باقى مىماند . قوله : لو قيل بانّها كانت قبل اداء الامارة اليها انشائيّة : ضمير در « انّها » به تكاليف واقعيّه راجع است چنانچه تمام ضمائر مؤنّث در اين عبارت به آن راجع هستند . قوله : لانّها بذلك تصير فعليّة : ضمير در « لانّها » به تكاليف واقعيّه راجع بوده و مشار اليه « ذلك » قيام اماره مىباشد . قوله : لا حقيقة : زيرا فرض اينست كه حكم در واقع حقيقتا انشائى است پس چگونه ممكنست اماره حقيقتا حكم فعلى را احراز كند . قوله : لا حكم انشائى ادّت اليه الامارة : يعنى تعبّدا نفس حكم انشائى به واسطه اماره احراز مىگردد چه آنكه حكم در همين مرتبه مؤدّاى اماره مىباشد و ابدا نمىتوان گفت اماره محرز حكم انشائى به وصف ما قامت عليه الأمارة بوده تا بدين‌وسيله قيام اماره فعليّت آن را اثبات كند . قوله : امّا حقيقة فواضح : وجه ظهور اينست كه ظنّ مستفاد از قبل اماره به حكم را نمىتوان موضوع در نفس اين حكم قرار داد زيرا مستلزم تقدّم شىء بر نفس كه ملاك دور است مىباشد و آن مستحيل و ممتنع است چه آنكه ظنّ به حكم موقوف است بر وجود حكم قبل از ظنّ حال اگر ثبوتش را موقوف بر ظنّ مستفاد از اماره قرار دهيم محذور مزبور پيش مىآيد . قوله : فلانّ قصارى الخ : كلمه « قصارى » بضمّ قاف يعنى حاصل و خلاصه . قوله : اللّهمّ الّا ان يقال الخ : حاصل مرام مصنّف در اين عبارات آنست كه : دليل حجّيّت اماره اگرچه مقتضى فعليّت احكام به دلالت لفظى نبوده ولى در عين حال چون براى جعل حجّيّت بر احكام انشائى معنائى نمىتوان يافت لاجرم بايد بگوئيم :